تبليغاتX
«صبر صدر» پیگیری پرونده امام موسی صدر
 
 به سايت  «صبر صدر» پیگیری پرونده امام موسی صدر  خوش آمدید    آخرين خبر : طرح «خروش وبلاگی صبر صدر» در فضای مجازی اجرا می شود 
       
 
  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
 
آخرين اخبار ارسالي سایت
سوء استفاده قذافی یا اطلاعاتی محرمانه درباره امام موسي صدر هفدهم تیر 1389
دبیرکل اتحادیه عرب مأمور مذاکره شد؛ پرونده امام موسی صدر پس از ٣٣ سال حل می‌شود یازدهم تیر 1389
خروش وبلاگی صبر صدر آغاز شد دهم تیر 1389
گزارش سازمان عفو بین‌الملل و مسؤولیت لیبی در قبال سرنوشت امام موسی صدر دهم تیر 1389
مبلغین، امام موسی صدر را الگوی خود قرار دهند پنجم تیر 1389
افکار امام موسی صدر کلیشه‌های ما درباره ادیان و ارتباط آن با جوامع بشری را تغییر می‌دهد پنجم خرداد 1389
تاوان سنگین شیعیان در نبود امام موسی صدر بیست و سوم اردیبهشت 1389
سيد حسن نصرالله شايسته ترين جانشين امام موسی صدر چهاردهم اردیبهشت 1389
واکنش علماء و مراجع به ربوده شدن امام موسی صدر دهم اردیبهشت 1389
قذافي خواستار تشكيل دولت "اسراطين " شد !! نهم اردیبهشت 1389
 
آلبوم تصاویر منتخب سایت
 
فهرست اصلي
صفحه اصلي
آرشيو مطالب
عناوين مطالب
لينکستان
تماس با ما
 
آرشيو مطالب سایت
6/22/2010 - 7/22/2010
5/22/2010 - 6/21/2010
4/21/2010 - 5/21/2010
3/21/2010 - 4/20/2010
2/20/2010 - 3/20/2010
1/21/2010 - 2/19/2010
12/22/2009 - 1/20/2010
11/22/2009 - 12/21/2009
10/23/2009 - 11/21/2009
9/23/2009 - 10/22/2009
8/23/2009 - 9/22/2009
7/23/2009 - 8/22/2009
6/22/2009 - 7/22/2009
5/22/2009 - 6/21/2009
4/21/2009 - 5/21/2009
3/21/2009 - 4/20/2009
2/19/2009 - 3/20/2009
1/20/2009 - 2/18/2009
12/21/2008 - 1/19/2009
11/21/2008 - 12/20/2008
10/22/2008 - 11/20/2008
9/22/2008 - 10/21/2008
 
موضوعات

آثار امام موسی صدر

معرفی امام موسی صدر

تصاویر امام موسی صدر

دوستان امام موسی صدر

خاطرات امام موسی صدر

پرونده معمر قزافی

ربوده شدن امام

 


ابهام افزایی و تمسخر ایران توسط لیبی

روز سه شنبه مورخ 23/7/87 روزنامه ی همشهری خبری پیرامون گزارش مجلس شورای اسلامی در باره پرونده ی امام موسی صدر منتشر کرد که در پایان آن به وجود تناقضات آشکار در گزارش های صادره از سوی لیبی اشاره شده بود. نگاه به گذشته به خوبی ثابت می کند ، ارائه ی گزارشات ضد و نقیض از سوی مقامات لیبیایی رویه ا ی معمول و تکراری به شمار می اید. با این توضیح می توان به چند گمانه در خصوص علل ارائه و در یافت اطلاعات کاملا ضد و نقیض توجه نمود. به نظر می رسد لیبی در باره ی چگونگی واکنش خود به فشار ها سردرگم بوده و همیشه بین \"فرار\" ، \" معامله\" (با ایران، ایتالیا و لبنان)،-- وبه عبارتی دفع ضرر و (حتی) کسب منفعت ! – و همچنین هدایت و کنترل افکار عمومی و حتی افکار خواص! مستاصل است. در این صورت اگر حتی اگر با احتمال کمی این مطلب را در نظر بگیریم ،هوشیاری مسئولین و نیز مردم شریف ایران در این خصوص ضروری است. از نگاه دیگری به علت عدم جدیت ایران در مواجهه با لیبی، این کشور اختلاف خود را با ایران در این موضوع فراموش کرده و هر از چند گاهی اظهار نظر ها و گزارش هایی را به صورت کاملا غیر مسئولانه منتشر میکند. با توجه به اینکه مسئله ی ربودن امام موسی صدر، درمجلس شورای اسلامی \"اقدام علیه امنیت ملی کشورمان\" شناخته شده است، دریافت این گونه اطلاعات و عدم واکنش حرفه ای و به موقع به آن می تواند بیش از پیش به وجهه ی بین المللی و حقوقی کشور ضربه وارد کند. جدا از بحث های یاد شده، این اقدام و اقدامات مشابه لیبی در گذشته در راستای دیگری قابل بررسی می باشد که همان ابهام آفرینی در این قضیه است. لیبی با مخفی نگاه داشتن امام موسی صدر و دو همراه وی و عدم اطلاع رسانی از وضعیت ایشان بزرگترین ابهام را به وجود اورده و نه تنها پس از سالها ابهام زدایی نکرده است بلکه با ارائه ی گزارشات این چنینی روز به روز بر ابهام موجود افزوده است و شاید این به تنهایی جرمی دیگر باشد. همچنین این گونه ابهام افزایی و تمسخر ایران توسط لیبی ، ضرورت تغییر روش ایران را اثبات می کند.

patience.ir بیست و نهم مهر 1387 تماس با ما  
امام موسی صدر،رهب جنبش امل لبنان

گفته‌اند در زمان فتحعلي‌شاه هنگامي که ايران و روسيه اختلافات فراواني داشتند شاه قاجار در نتيجه ناآگاهي و خوش‌باوري مي‌پنداشت که خواهد توانست با ملايمت و دوستي از منافع و تماميت ارضي ايران در مقابل روس‌ها دفاع کند لذا هداياي فراواني را در قالب کارواني براي تزار روس فرستاد.[1]
به کهنسالي رسيده و به پيري گام نهاده اما پيرانه‌سر هنوز به جواني نوبالغ مي‌ماند. با وجود اين او بي‌نظير است؛ او کسي نيست جز معمر قذافي، رهبر ليبي. نخستين نشانه عظمت خود را آنجا رقم زد که ليبي را «جمهوري عظمي» ناميد. اين‌گونه بود که با يک لغزش قلم، ليبي به کشوري در حد و اندازه امپراتوري بريتانيا مبدل شد.[2]
سخنان روز عيد غدير مقام معظم رهبري در تبيين برخي نشانه‌ها و اخبار مبني بر تلاش مشترک آمريکا و انگليس و تشکيل اتحادي با حضور اين دو کشور و چند کشور عربي عليه جمهوري اسلامي ايران، هشداري براي همگان بود كه بايد بلافاصله براي بررسي و اجرايي‌كردن مضمون اين هشدار اقدام شود. با تأسف بايد گفت برخي از اين کشورهاي عربي در پي تضعيف جمهوري اسلامي و تحکيم پيوندهاي خود با آمريکا هستند. با نگاهي به رفتار و موضعگيري‌هاي حکومت ليبي و قذافي، رئيس اين کشور اين مسأله را بررسي مي‌کنيم.

1- چند روز پيش شبکه تلويزيوني «المستقله» که برنامه‌هاي خود را به زبان عربي از لندن پخش مي‌کند، مصاحبه‌اي با يکي از جدايي‌طلبان اهوازي ترتيب داده بود. نام اين برنامه «أحواز، پشت پرده و ابعاد آن» بود كه در آن مصاحبه‌شونده با شور و حرارت خاصي درباره برخي حوادث و تحرکات جديد تجزيه‌طلبان خوزستان صحبت مي‌کرد. وي در اين برنامه تصريح کرد که فعالان گروه‌هاي تجزيه‌طلب اهواز، دفاتر و مؤسساتي رسمي در ليبي و برخي کشورهاي عربي چون کويت و امارات تأسيس کرده‌اند و با کمک‌هايي که اين کشورها و به‌وي‍ژه ليبي در اختيار آنان قرار مي‌دهند در پي اهداف جدايي‌طلبانه خويشند.
نگاهي اجمالي به تاريخچه رفتار حكومت ليبي نشان مي‌دهد که اين تحرکات از سوي قذافي تازگي ندارد چرا که از دي‌ماه 1351، دولت آن کشور به‌طور علني به حمايت از گروه‌هاي تجزيه‌طلب در جنوب پرداخته [3] و تحت نام «جبهه آزادي بخش أحواز و عربستان» در نقشه‌هاي جغرافيايي که در ليبي به چاپ رسيده علاوه بر اينکه نام «خليج‌فارس» را به «خليج عربي» تغيير داده، منطقه خوزستان را نيز به‌عنوان يک ناحيه عربي که بايد به اعراب بازگردد، ذکر کرده است. همچنين برخي مقامات ليبيايي كه در اوايل انقلاب و با استفاده از فرصت به‌وجود آمده قصد ديدار با برخي از اعضاي اوليه باند مهدي هاشمي را داشتند از طريق اهواز وارد خاك ايران شده بودند. [4]

2- همگان نيک مي‌دانند که عامل و باني ايجاد نخستين غائله هسته‌اي و منبع فروش اطلاعات حساس هسته‌اي ايران به غرب، حكومت ليبي بوده است. اين مسأله را حسن روحاني، دبير وقت شوراي‌عالي امنيت ملي نيز بيان کرده است.[5] جالب آنکه ليبي در آخرين رأي‌گيري شوراي‌حکام آژانس بين‌المللي انرژي اتمي درباره ايران، با دادن رأي ممتنع، به اردوگاه آمريكا و سه كشور اروپايي بر ضد ايران پيوست.
اين موضعگيري آنجا جالبتر مي‌شود كه بدانيم پس از ارسال رايگان فناوري‌هاي حساس مرتبط با انرژي هسته‌اي با يك فروند كشتي از طرابلس به آمريكا به دستور قذافي و نيز ارائه نقشه سانتريفيوژها به مقامات آمريكايي، بسياري از كشورهاي غربي خواستار تبعيت ايران از الگوي ليبي و اقدام خفت‌بار قذافي شدند.

3- در ارديبهشت‌ماه سال 1383 نيز حكومت ليبي برگ ديگري از اقدامات خصمانه خود بر ضد كشورمان را رو كرد. در آن زمان، نماينده دائم جمهوري اسلامي ايران در سازمان‌ملل‌متحد طي گزارشي كه براي بررسي به تهران فرستاد اعلام کرد که نماينده ليبي در سازمان‌ملل از طريق ارسال نامه‌اي محرمانه به رئيس وقت شوراي‌امنيت درخواست كرده تا شکايت سابق عليه ايران درباره جزاير سه‌گانه خليج‌فارس مجدداً به جريان بيفتد. اين قضيه به زماني برمي‌گردد که در تاريخ 9/9/1350 حق ايران بر جزاير ابوموسي، تنب کوچک و تنب بزرگ به رسميت شناخته شد اما رژيم ليبي به همراه سه کشور عربي ديگر عليه ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد شکايت کرد که در آن زمان با توجه به حمايت غرب از رژيم حاكم بر ايران، آن شکايت به جايي نرسيد.[6]

4- حكومت ليبي اخيراً پس از اعدام صدام، سه روز عزاي عمومي اعلام و برگزاري هر گونه جشني را به مناسبت عيد قربان ممنوع کرد. اين حكومت همچنين دستور داد پرچم‌ها را نيمه‌افراشته نگه دارند. قذافي، اعدام صدام را «باطل» خواند و محکوم کرد و دستور داد مجسمه‌اي از صدام پاي چوبه دار درست کنند تا در کنار مجسمه عمر مختار، قهرمان ملي ليبي، نصب نمايند.[7] اين در حالي است که صدام به‌عنوان دشمن درجه‌يك ايران، طي هشت‌ساله جنگ تحميلي در دوران حکومت خود فجايع فراواني را چه در حق ملت خود و چه عليه جمهوري اسلامي ايران و اعراب مرتکب شد که حتي يادآوري آنها شرم‌آور است.

5- زماني که قذافي در 28 سال پيش و دقيقاً در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي ايران، امام موسي صدر را ربود، بسياري از دلسوزان انقلاب‌اسلامي هشدار دادند که ربودن ايشان آن هم در اوج بالندگي و قدرت شيعيان لبنان و ايشان در چارچوب طرحي گسترده‌تر براي جلوگيري از قدرت‌گرفتن شيعيان در منطقه و مآلا ايران است که بارها نيز هراس خود را از اين مسئله بيان کرده‌اند.
امام راحل(سلام‌الله‌عليه) به‌خوبي قذافي را شناخته بودند و هيچ‌گاه به وي اعتماد نکردند. علي جنتي، معاون سابق وزير کشور و سفير فعلي ايران در کويت، در کتاب خاطرات خود به عدم‌اطمينان حضرت امام(سلام‌الله‌عليه) به قذافي اشاره مي‌کند و مي‌گويد: زماني که مدت اقامت حضرت امام در پاريس رو به پايان بود، به ايشان پيشنهاد داديم به ليبي بروند. تصور ما اين بود که ايشان از اين پيشنهاد استقبال کنند اما امام خميني نپذيرفتند.[8]
اما متأسفانه بايد گفت كه به‌رغم تمامي اين اقدامات خصمانه، تا کنون و به دلايلي نامعلوم، مجموعه مواضع و سياست‌ها در پيوند با ليبي، بيانگر رويکردي است که به‌شدت با دستورات اكيد و رهنمودهاي امام راحل و نيز سياست‌ها و موضع‌گيري‌هاي صحيح در تضاد است و نشانه شتاب‌زدگي در محاسبات و آينده‌نگري نادرست متوليان سياست خارجي است.
راهبرد جمهوري اسلامي در برابر سياست‌هاي ليبي بايد به‌گونه‌اي باشد تا مانع هرگونه ضربه‌اي از سوي ليبي به عزت، حيثيت، منافع و امنيت ملي کشورمان شود. همان‌گونه که پنج تن از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در تذکري کتبي به وزير امور خارجه خواستار اعتراض به رفتار غلط و موضع ليبي در خصوص اعدام صدام شدند،[9] سياست مماشات در برابر ماجراجويي هاي قذافي اينک پس از 20 سال شکست خورده و يک طرفه است. ادامه مماشات يعني ادامه بستر سازي براي پذيرش و تحمل ضربات بيشتر ليبي. خوش بيني شاه قاجار به تزار روس منطقي تر از خوش بيني ما به رهبر ليبي است.

پي‌نوشت‌ها:
[1] فصلنامه اطلاعات سياسي و اقتصادي، مرداد و آبان 1385،ص 294
[2] خبرگزاري کار ايران (ايلنا) ، بخشي از مقاله سليم الحص، نخست وزير اسبق لبنان
[3] مباحث کشورها و سازمان‌هاي بين‌المللي/100، ليبي، دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي وزارت امور خارجه، ص88
[4] خبرگزاري کار ايران (ايلنا)، مصاحبه با دکتر ابراهيم يزدي، وزير امورخارجه دولت موقت، 26/10/1383
[5] مجله راهبرد، شماره 34، سخنراني حجت‌الاسلام حسن روحاني
[6] مباحث کشورها و سازمان‌هاي بين‌المللي/100، ليبي، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي وزارت امور خارجه، ص88
[7] خبرگزاري کار ايران (ايلنا)، 15/10/1385
[8] پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز زماني که هيأت ليبيايي از حضرت امام خميني(سلام‌الله عليه) خواسته بودند که اجازه دهند سرهنگ قذافي براي عرض تبريک به ايران بيايد امام پاسخ دادند: من فعلاً به قم مي روم و اين ديدار را به زمان ديگري موکول کنيد. (صحيفه امام جلد6 صفحه357) ايشان همچنين در پاسخ به اظهار نظر حضرت آيت‌الله موسوي اردبيلي درباره سفر رئيس خودخوانده ليبي به ايران، فرموده بودند: او (قذافي) هنوز مسأله آقا موسي را حل نکرده است؛ چگونه او را بپذيرم؟!
[9] خبرگزاري فارس.

patience.ir بیست و نهم مهر 1387 تماس با ما  
حوزه فعاليتهای امام موسی صدر، فراتر از لبنان بود

امام موسی صدر با وجود آنکه يک روحانی مسلمان و شيعه است، اما در لبنان کوشيد تا همه مذاهب و احزاب را حول محور وحدت و تماميت ارضی کشورشان به هم نزديك کند. در اين راستا، وی شيوه گفتگو و تبادل نظر با صاحبان اديان مختلف را در پيش گرفت و به موفقيتهای جالبی در اين زمينه دست يافت، بطوری که اعتماد آنها را به خود جلب کرد. امام موسی صدر به مسائل سياسی و اقتصادی جامعه شيعيان لبنان توجه خاصی داشت. وی در سال 1969 «مجلس اعلای شيعيان لبنان» را جهت ساماندهی و تمرکز امور شيعيان محروم جنوب لبنان پايه گذاری کرد. اما با وجود حملات و توطئه های رژيم صهيونيستی عليه لبنان، ساماندهی اوضاع لبنان دشوار می نمود. به همين علت، امام موسی صدر همزمان با حمايت قاطع از فلسطينيان و آرمان آزادی فلسطين اشغالي، در سال 1975 تأسيس جنبش مقاومت لبنان را اعلام کرد تا به مقابله با ارتش رژيم صهيونيستی بپردازد. آيت الله صدر درطول دو دهه حضور خود در لبنان، مؤسسات آموزشي، رفاهی و خيريه متعددی برای رسيدگی به مشکلات محرومان لبنانی نيز ايجاد کرد.

امام موسی صدر با دور انديشی و تيزبينی خاص خود به عنوان يک روحانی و متفکر مسلمان و انقلابی در مقابل ظلم و ستم ايستاد و از مظلومين و محرومين حمايت کرد. البته اقدامات امام موسی صدر به لبنان اختصاص نداشت، بلکه او در مورد همه ستمديدگان، احساس مسئوليت می کرد. به همين سبب بود که وی استبداد و خفقان رژيم پهلوی در ايران را نيز که وطنش بود، برنمی تافت و با نهضت اسلامی مردم ايران به رهبری حضرت امام خمينی (ره) همراه بود. امام موسی صدر بارها از حرکت انقلابی استاد خود امام خمينی (ره) حمايت کرد و هرآنچه از دستش بر می آمد برای پيشبرد اين قيام اسلامی انجام داد. 

حوزه فعاليتهای امام موسی صدر، فراتر از لبنان بود. وی علاوه بر لبنان، کوشيد زمينه های نزديک شدن اسلام و مسيحيت را نيز پايه گذاری كند و در همين راستا در سال 1965 سلسله گفتگوهای اسلام و مسيحيت را بنيان نهاد. امام موسی صدر در شناخت اسلام دارای روشن بينی خاصی بود و از تحجر و تنگ نظری به دور بود.

اما در روز 31 اوت سال 1978 مصادف با 25 رمضان 1398 قمری، حادثه ای  عجيب و غيرمعمول در روابط بين الملل اتفاق افتاد. امام موسی صدر رهبر سياسی و مذهبی پرنفوذ لبنان كه شش روز قبل از آن، برای ديداری رسمی به ليبی رفته بود، ناگهان ناپديد شد. به گفته همراهان امام موسی صدر، وی برای آخرين بار به ملاقات معمر قذافی رهبر ليبی رفت و پس از آن، ديگر ديده نشد. مقامات ليبی بارها تأکيد کرده اند که امام موسی صدر پس از ديدار از اين کشور به ايتاليا رفته است، اما دولتمردان رم اين موضوع را تکذيب کرده اند. دولت لبنان نيز براين باور است که رهبر مسلمانان لبنان در ليبی ربوده شده و در آن کشور زندانی است. به اين ترتيب، سرنوشت اين متفکر و روحانی بزرگ مسلمان پس از30سال همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد.
 
اگرچه اخباری در مورد شهادت اين شخصيت مجاهد به گوش می رسد، اما اين اخبار اندک، ضعيف و تناقض آميز هستند. در مقابل، اخبار و اطلاعاتی حاکی از زنده بودن امام موسی صدر در دست است و برخی از زندانيان آزاد شده از زندانهای ليبی، اظهار داشته اند که وی را ديده اند.
به هرحال، سرنوشت شخصيتی برجسته و تأثيرگذار چون امام موسی صدر نه تنها برای لبنان، بلکه برای جهان اسلام مهم است. به همين علت کشورهايی چون لبنان و ايران همچنان پی گير پرونده وی هستند و بسياری از مسلمانان و حتی غيرمسلمانان، چشم به راه بازگشت اين انديشمند مسلمان و طرفدار محرومين می باشند.

patience.ir بیست و نهم مهر 1387 تماس با ما  
برخط لحظه ها

برخط لحظه ها

سی سال است كه باديه نشين ليبيايي در گردابي خود ساخته گرفتار آمده. شايد زماني كه قذافي امام  صدر و دو همراهش را به ليبي دعوت مي كرد تا آنان را در آن كشور بربايد، هرگز گمان نمي كرد نقشه اش به كابوسي 27 ساله برايش مبدل گردد. قذافي فكر همه جا را كرده بود! سه نفر را – كه  كمترين شباهتي به امام صدر و دو همراه او داشتند – با هواپيما به رم فرستاد تا آخرين بخش سناريوي خويش را تكميل كند.دادستان ايتاليا اما پس از اعتراضات گسترده مردم لبنان از شيعه و سني و مسيحي كه امام خويش را مي خواستند، از خلبان و مهماندار هواپيما گرفته تا مستخدم هتل ادعايي قذافي – كه شايد آن هم جزو مايملك اين پيامبر!! پس از خاتم(ص) باشد!- بازجويي كرد.دادستان پس از چند بار تحقيقات گسترده طي حكمي قضايي بر عدم ورود امام صدر و همراهانش به ايتاليا تاكيد كرد. قاضي تحقيق در مرحله تجديد نظر نيز اعلام كرد:امام موسي صدر و دو همراه وي هرگز ليبي را به مقصد ايتاليا ترك نكرده اند و سه نفر ادعايي، به دروغ خود را موسي صدر و همراهان او معرفي كرده اند. كوششهاي مجدد ليبي براي تحت فشار گذاشتن دادگاه ايتاليا عملا با تاكيد بر ديدگاه نخست قضات ايتاليايي ثمره اي براي طرابلس دربرنداشت.

اكنون قذافي و16 تن از مقامات اين كشور به دادگاه لبنان فرا خوانده شده اند اما حاكم ليبي به جاي اين كه امام موسي صدر را آزاد كند، به جادوگري روي آورده و مي كوشد با سكه هاي نفتي جادو كند. سال گذشته درتلاش براي به ثمررساندن اين هدف سناريوي"احتمال دخالت مأموران ساواك"در ربودن امام مسي صدر طراحي شد. قرار بود وزارت  خارجه ايران قضيه را پيگيري كند، در حالي كه منتظر خبر وزارت خارجه بوديم، دومين خبر كه نشان از تلاش ليبيايي ها بود، موج جديدي از اعتراض عليه قذافي در لبنان، ايران و ديگر كشورهاي عربي ايجاد كرد.خانواده امام  صدر و علاقمندان به ايشان «خزانه ليبي» در اختيار ندارند اما هزاران صفحه دليل، مدرك و شهادت وجود دارد كه نمي گذارد امري «محال»، «ممكن» شود.

اميدواريم دولتمردان جمهوري اسلامي نيز با به اجرا در آوردن خواسته هاي نخبگان كه در نامه آنان تجلي يافته است آزاد سازي امام صدر را محقق سازند.

patience.ir بیست و نهم مهر 1387 تماس با ما  
۱۱۰۰۰ روز بی‌خبری
 
 
 
 
 
 

patience.ir بیست و نهم مهر 1387 تماس با ما  
من از ربودن امام صدر بي اطلاعم !!!

سی سال است كه معمر قذافي حاكم ليبي در گردابي خود ساخته كه اكنون به مردابي براي او بدل گشته دست و پا مي زند. شايد زماني كه او امام موسي صدر و دو همراهش را به ليبي دعوت كرد تا نقشه ربودن آنها را در آن كشور اجرا كند، هرگز گمان نمي كرد دستور او براي ربودن امام موسي صدر به كابوسي 27 ساله براي او مبدل گردد.

در اين مدت قذافي تلاش بسياري كرد تا بتواند به نحوي خود را نجات دهد. وي در ابتدا و پس از آن كه با صحنه سازي وسايل و چمدانهاي امام و همراهانش را به هتلي در شهر رم فرستاد، اعلام كرد امام صدر سفر خود را نيمه كاره رها كرد و بدون اطلاع ما!! ليبي را به مقصد رم ترك كرد. «من هم نمي دانم چرا به يكباره! و بدون اطلاع! اين كار را كرد.» اما پس از تحقيقاتي كه مقامات قضايي لبنان و ايتاليا به طور جداگانه انجام دادند، تصريح كردند امام موسي صدر هرگز ليبي را ترك نكرده. قذافي پس از آن تاكتيك ترور شخصيت امام موسي صدر را به كاربرد و در سخنراني سال 198۴ خود امام صدر را عامل «ساواك» ناميد و چون از اين حربه نيز طرفي نبست، به سنايور سازيهاي مختلف با هدف انحراف اذهان روي آورد.

ابتدا اعلام كرد:  «من از ربودن امام صدر بي اطلاعم وسرنوشت صدر را برويد از كساني كه اكنون جانشين او شده اند بپرسيد.» پس از آن با استفاده از سناريوي گروههاي فلسطيني، تئاتر گروه تروريستي «ابونضال» را به صحنه آورد و او را عامل ربودن امام معرفي كرد. جالب اينجاست كه اين قضيه پس از پيدا شدن جسد ابونضال در عراق مطرح شد. ضمن اينكه يكي از معاونين ابونضال در مصاحبه اي اعلام كرد در آن تاريخ اصولا رابطه ابونضال و ليبي به هم خورده بود و او اصلا در آن تاريخ در ليبي نبوده تا بتواند دست به اين كار بزند يعني گروه ابونضال حدود ده سال بعد از ربودن امام صدر به لیبی رفته بود ومدتی بعد به علت اختلاف با قذافي از ليبي خارج يا اخراج شده بود. سرهنگ معمرقذافي اكنون به كسي مي ماند كه براي نجات خود از مرداب به هر آنچه دستش مي رسد چنگ مي زند تا بلكه خود را از هلاكت برهاند.

وي اكنون و پس از طي كردن همه راهها از تهديد به ترور خانواده امام موسي صدر گرفته تا پيشنهادهاي هنگفت مالي و درحاليكه شرايط منطقه را در حال تغييرمي بيند، با اين تصور كه چون توانسته پرونده هاي سابق خويش چون قضيه لاكربي را با پول ببندد، اكنون نيز مي تواند همان كار را در قضيه ربودن  امام موسي صدر انجام دهد، بار ديگر به آرشيو خود مراجعه كرده و در حال آماده كردن فيلم قديمي و نخ نماي «سفر به رم» براي نمايش است. و اين بار خزانه ليبي را نيز پشتوانه عمل خويش قرار داده و به سراغ دادگاه و دادستان ايتاليا رفته است تا شايد بتواند آب رفته را به جوي بازگرداند. سخنان چندي پيش سيف الاسلام قذافي در مصاحبه با تلويزيون «نيوتي وي» كه گفته بود اين قضيه به ليبي و ايتاليا مربوط است!! و ما به زودي حقايقي! را در اين باره اعلام خواهيم كرد، شاهدي بر اين مدعا است.

اما آنچه در اين بين مهم است اين نكته است كه دولت و مجلس محترم جمهوري اسلامي كه بايد پيگير اين قضيه باشند، دقت مضاعفي كنند، تا نگذارند خداي نكرده غفلت ما سبب شود رژيم ليبي و جناب سرهنگ حاكم بر آن كشور با خرج مبالغ هنگفت براي جلب همكاري ايتاليا و علي رغم وجود هزاران صفحه دليل، مدرك و شهادتهاي موجود و دوبار راي قاضي دادگاه ايتاليا كه همگي نشانگر عدم خروج امام موسي صدر از ليبي است، موفق شوند  امري «محال» را به «ممكن» بدل كند.

به نظر مي رسد بهترين راه براي مقابله با اين اقدام قذافي آن است كه اولا هرچه سريعتر خواسته هاي نخبگان به اجرا درآيد تا با برداشتن گامهاي عملي هم جديت جمهوري اسلامي براي حاكمان ليبي مشخص شود و هم هرچه سريعتر امام صدر و دو همراهش آزاد شوند و عاملان ربودن آنها در دادگاهي بين المللي محاكمه شوند و ثانيا با استفاده از طرق ديپلماتيك ميزان اهميت جان امام موسي صدر به عنوان يك ايراني به دولت ايتاليا يادآوري شود.

patience.ir بیست و نهم مهر 1387 تماس با ما  
گفتگو آئين درويشي نبود

اوايل شهريور 1357 بود كه امام موسي صدر به اصرار بومدين،  رئيس جمهور الجزاير و به دعوت رسمي قذافي به ليبي سفر كرد. ايشان قصد داشت در ملاقات با قذافي شرايط حساس لبنان وخطرات آينده را مطرح كند و او را متقاعد كند كه از آتش افروزيهاي خود در لبنان دست بردارد واجازه دهد، لبنانيها خود مسائلشان را حل كنند. قذافي عقيده داشت براي حل مشكل لبنان يا بايد مسيحيان وساير طوايف مسلمان شوند ويا كشته. رهبر ليبي بارها گفته بود كه راه قدس از جونيه- منطقه مسيحي نشين ومركز قدرت طايفه مسيحي- مي گذرد.

امام موسي صدر هر چند به اكراه اما به ليبي رفت. همراهان ايشان در اين سفر شيخ محمد يعقوب و عباس بدرالدين بودند. بدرالدين براي پوشش خبري اين سفر با امام همراه شده بود. اما در حدود يك هفته اي كه آنان در ليبي بودند، هيچ خبري مخابره نشد. اسناد ومدارك موجود وتحقيقات دادگاههاي ايتاليا ولبنان افزون بر اينكه نشانگر حيات امام است، به راحتي و وضوح اثبات مي كند كه امام موسي صدر و همراهانشان به دستور قذافي در ليبي ربوده و زنداني شده اند. اطلاعات امروز دستگاه اطلاعاتي ايران همانست كه 27 سال پيش ساواك جمع آوري كرده بود كه به علت دشمني رژيم پهلوي با امام صدر،چندان قابل اعتماد نيست.

نهم شهريور، بيست وهفتمين سالروز ربوده شدن امام صدر است. نخستين سوالي كه پس از اين سال ها به ذهن متبادر مي شود اينست كه چرا پس از 9862 روز نه تنها امام موسي صدر آزاد نشده كه حتي  هنوز هم پردة ابهام از سرنوشت ايشان كنار نرفته است؟

پرسشهاي بي پاسخ ديگري نيز مطرح مي شود؛ از جمله اينكه نسبت فاجعه ربودن امام با حقوق بشر چيست؟ مگرنه اينكه درجوامع بين المللي مراكز و قوانيني وجود دارد كه قضيه «ناپديد شدگان اجباري» را در سراسر جهان پيگيري مي كند؟ آيا نبايد پرسيد چرا قضيه امام موسي صدر مشمول آن قوانين نشده است وچرا نظام بين الملل نسبت به آن بي تفاوت بوده است؟ ويا چرا از طرق ديپلماتيك وادار به پيگيري نشده اند؟

 مگر وزارت امور خارجه مسئول اجراي ديپلماسي ايران نيست؟ آيا نمايندگان وسفراي ايران تاكنون اين قضيه را در كميتة حقوق بشر سازمان ملل يا ديگر سازمانهاي ذيربط بين المللي مانند كنفرانس اسلامي يا جامعه عرب مطرح كرده اند؟ آيا حتي يك بار سفير ليبي را  در ايران  براي پاسخگويي به وزارت خارجه فراخوانده ايم؟

مقام معظم رهبري «عزت، حكمت ومصلحت» را «يك مثلث الزامي براي چارچوب ارتباطات بين المللي» مي دانند. آيا پيگيري جدي اين قضيه مصداق بارز تحقق اين سه اصل در ديپلماسي خارجي نيست؟ پيگيري سرنوشت امام موسي صدر بيانگر حكمت است يا عدم پيگيري؟ آزاد كردن ايشان از زندان ليبي نشانه عزت جمهوري اسلامي است يا در بند ماندن ايشان؟ برخورد همه جانبه، اصولي، منطقي و استفاده از تمام ظرفيتها و نيروهاي موجود در كشور نشانگر اقتدار است يا ملاحظه كاري و اهمال؟ و آيا پاسخ دادن به مطالبات علما، مراجع و چهره هاي مطرح علمي، فرهنگي و سياسي كشور كه  تجلي آن نامه نخبگان خطاب به دولت جمهوري اسلامي است، رعايت مصلحت است يا پاسخ ندادن به اين مطالبات؟

جناب آقاي خاتمي ربودن امام موسي صدر را «توطئه اي بزرگ» ناميدند كه «پس از 26 سال از اختفاي او همان دستهايي كه او را ربوده اند مانع مي شوند كه از اين معماي پر راز پرده گشوده شود.»[2]  اكنون سؤال اينجاست كه چرا اقدامي براي مقابله با اين موانع نشده است؟ پس علت تاسيس وزارتخانه اي به نام اطلاعات چه بوده است؟ مگر نه اينكه اين وزارتخانه مسئول شناسايي ومعرفي همين دستها وموانع است؟

به گفته مهندس مهدي چمران بي همتي، ملاحظه كاري، وسياسي كاري موجب شد غيبت امام موسي صدر ربع قرن طول بكشد.[3] آيا زمان آن فرا نرسيده كه «بي خبري ها در اين قضيه با همت صاحبان همت ومسئوليت پايان يابد؟»[4]

بسياري از مسئولين ونمايندگان مجلس سطح روابط ايران و ليبي را ضعيف مي دانند ومتفقاً تأكيد دارند قدرت ايران به حدي رسيده است كه اگر پيگيريها را جدي تر كنيم وبه ميدان عمل وارد شويم، دولت ليبي كوتاه مي آيد. هم اكنون و با اين شرايط آيا وقت آن نرسيده است حق اين قضيه را ادا كنيم وبا برخوردي مناسب با شأن جمهوري اسلامي حكمت و عزت و اقتدارمان را نشان دهيم؟

دولت ليبي يقيناً مسئول جان وحفاظت از سلامتي امام موسي صدر است. به نظر مي رسد كرامت انساني ايجاب مي كند اين مسئله تا آزادي ايشان دنبال شود وبايد چهرة معترض ايران را به متعرضين نشان داد، حتي اگر امام صدر يك عالم ومصلح شيعه نيز نباشد.  

به هرتقدير در آستانه بيست وهفتمين سالگرد ربودن امام موسي صدر قرار داريم. بايد كاري كرد. در هياهوي سياسي وتعاملات قدرتها، بايد بدانيم كه خانواده امام ودوستان وعلاقمندان ايشان قدرت سياسي وتوانايي متناسب و ارتباطات لازم براي برخورد با دولت ليبي را ندارند. هر چند كه طي اين سالها همه امكانات معنوي وماديشان را براي پيگيري قضيه ربودن وآزادي امام صدر مبذول كرده اند وعليرغم كمي عِده و عُده، توانسته اند نام وياد امام را حفظ كنند. ونگذارند اين توطئه به فراموشي سپرده شود.

بايد كاري كرد كه ثمره آن آزادي امام باشد. نه كاري با هياهو كه فقط اسقاط تكليف تعبير شود.

خانواده تا به امروز پرچم حق خواهي را عليرغم تمام تهديدها وفشارها وتنگناها به دوش كشيده. اينك شايسته است و زمان آن فرا رسيده كه دولت جديد و اصولگرا اين پرچم را به دوش گيرد وبا تمام ظرفيت خود قضيه ربودن امام موسي صدر را تا آزادي ايشان سريعاً پيگيري كند وكوتاهي هاي بيست وهفت سال گذشته را جبران نمايد كه پيگيري اين قضيه دفاع از حق، دفاع از علم وعمل، دفاع از شهروند ايراني، دفاع از كرامت وآزادي وآزادگي انسان و دفاع از اصول وارزشهاي انقلاب اسلامي است.

در اين مختصر در پي نقد گذشته و بررسي نقاط قوت وضعف عملكرد دولت ها ومسئولان گذشته نيستيم. هر چند كه انتشار نقد منصفانه گذشته براي دولت جديد وتدوين استراتژي مناسب براي پيگيري همه جانبه ضروري است.

گفتگو آئين درويشي نبود

ورنه با تو ماجراها داشتیم



[1] منتشر شده در ويژه نامه همشهري(خردنامه) امام موسي صدر ۹شهریور ۸۴

[2] سخنراني جناب آقاي خاتمي در همايش امام موسي صدر؛ انديشه ربوده شده 29/2/83

[3] خبرگزاري مهر 10/6/82

[4] پيام مقام معظم رهبري به همايش دانشگاه مفيد شهريور 78

patience.ir بیست و نهم مهر 1387 تماس با ما  
حقيقت، عدالت، مصلحت!

حقيقت، عدالت، مصلحت!

1-    ۱- متفكراني كه در دو سدة اخير منشاء تحول بوده اند ويژگيي مشترك و مهم دارند وآن شناخت توامان آموزه ها وجوهر وغايات ديني از يكسو ودرك درست از نيازهاي جامعه در پيوند با تحولات جهان از سوي ديگر است. به ميزاني كه شناخت آنها ژرف تر و واقعي تر بوده موفقيت و گستره تحولات آنها بيشتر  بوده است.

امام موسي صدر يكي از برجسته ترين نمونه هاي اينگونه متفكران است، با اين تفاوت كه ايشان ويژگي ديگري نيز دارد. وي علاوه بر توليد فكر، توفيق اجراي افكار خود را داشته وحركت اصلاحي خود را در جامعه لبنان به خوبي شروع كرده وبه ثمر رسانده است. به طوري كه فرانتس كونينگر مي گويد: تاريخ لبنان را بايد به دو دوره تقسيم كرد؛ دوره پيش از امام صدر ودوره امام صدر.

 زماني كه امام موسي صدر در سال 1338 پا به شهر صور در لبنان گذاشت، روحاني جواني بود كه بدون هيچ گونه امكانات مالي وتنها با اتكا به پشتوانة علمي وارادة خويش تصميم به تغيير وبهبود وضعيت شيعيان ومردم لبنان گرفت. امام صدر در مدتي كمتر از بيست سال توانست همانگونه كه آيت الله العظمي آل ياسين پيش بيني كرده بود، مرزهاي صور ولبنان را در  نوردد وخود را به عنوان چهره اي بين المللي بشناساند.

امام موسي صدر با فعاليتهاي گسترده منطقه اي وبين المللي سه هدف اساسيِ « الف: بازسازي هويت، انسجام وعزت تاريخي شيعيان ، ب: پرچمداري حركت گفتگوي اديان وتقريب مذاهب و  ج: تأسيس جامعه مقاوم در برابر تجاوزات اسرائيل» [1] را دنبال مي كرد كه با تلاش فراوان آنها را اجرا كرد وبه ثمر رساند. البته زماني كه اين تلاشها مي رفت با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران ابعاد فزونتري يابد، امام موسي صدر در ليبي ناپديد شد.

2-    ۲- امام موسي صدر در راه اجراي همين سه هدف وبراي جلوگيري از تقسيم لبنان و بازگرداندن ثبات و آرامش به جنوب لبنان، و بيرون كردن اسرائيل از خاك اين كشور، حركتي ديپلماتيك را آغاز كرد و به پايتخت چند كشور عربي وتاثير گذار بر اوضاع منطقه و لبنان سفر كرد. ايشان در همين سفر به تاريخ 18 ژوئن 1978 با هواري بومدين، رئيس جمهور فقيد الجزاير نيز ديدار و گفتگو كرد. بومدين در اين ديدار به امام موسي صدر اصرار كرد به علت تاثيري كه قذافي بر برخي گروههاي لبناني و فلسطيني دارد، با او نيز ديداركند. پس از آن با پيگيريهاي مستمر كاردار ليبي در بيروت و به دعوت رسمي قذافي، امام به ليبي سفر كرد، اما هرگز از سفربه ليبي بازنگشت. اخبار و اطلاعات آشكار و پنهان تا كنون از زنده و زنداني بودن امام در ليبي حكايت دارند، مضافا به اينكه هيچ سند و مدركي كه نشان دهنده عدم حيات امام صدر باشد، وجود ندارد و هرچه تا كنون مطرح شده شايعاتي است كه خود ليبيايي ها براي ايجاد مانع بر سر راه پيگيري مطرح كرده اند.

3-    ۳- هم اكنون 27 سال از ربودن اين بزرگمرد جهان اسلام مي گذرد. وقتي حادثة ربودن ايشان در آستانة پيروزي انقلاب اسلامي اتفاق افتاد، همگان منتظر بودند با پيروزي انقلاب آزادسازي امام صدر در دستور كار دولت نوپاي جمهوري اسلامي قرار گيرد. همينطور نيز شد. با حمايتهاي مستمر حضرت امام خميني (ره) پيگيريها آغاز شد. حضرت امام به حجت الاسلام خوانساري، اولين سفير ايران در ليبي توصيه كردند: «هر وقت در مورد آقا موسي خبري به دست آورديد، مرا بلافاصله وبدون واسطه در جريان قرار دهيد و در اين مورد با هيچ كس ديگري صحبت نكنيد»  ويا به آيت الله موسوي اردبيلي زماني كه قذافي تقاضاي ورود به ايران وديدار با امام (ره) را كرده بود، گفته بودند:« او هنوز مسئله امام موسي صدر را حل نكرده است، چگونه او را بپذيرم.»

اما با شروع جنگ تحميلي پيگيريها كمرنگ وكمرنگ تر شد ومي رفت تا به  فراموشي سپرده شود كه با انتخاب حجت الاسلام والمسلمين خاتمي به رياست جمهوري  بارقه هاي اميد درخشيدن گرفت ودوستداران امام صدر به آزادسازي ايشان اميدوار شدند. اما چه بايد كرد كه حقيقت همچنان با مصلحت در ستيز است وقانون وعدالت همچنان غايب !! پيگيري سرنوشت امام موسي صدر فقط به خاطر امام صدر وهمراهانش نيست، بلكه پاسداشت فرهنگ پايداري است. پايداري حق در برابر باطل، اگر چه ياري كنندگان كم باشند.

ناكامي در پيشرفت پرونده امام موسي صدر در ايران درحالي است كه اين پرونده  در لبنان پيشرفت قابل توجهي داشته وهم اكنون دادستان كل لبنان  حكم جلب قذافي، رهبر ليبي و17 نفر از اعضاي حكومت او را  به اتهام ربودن امام صدر ودو همراه وي صادر كرده است. اولين جلسة محاكمة آنان نيز  بدون حضور متهمين تشكيل شد وقضات دادگاه لبنان و وكلاي پرونده در حال پيگيري مراحل بعدي قضايي در اين كشورهستند. دولت جديد لبنان نيز در بيانيه اي كه براي تبيين  اولويت هاي كاري دولت جديد ترسيم كرده پيگيري قضيه امام موسي صدر را در دستور كار خود قرار داده است. با اين حال به نتيجه رسيدن اين قضيه بدون شك نياز به حمايت جدي وقاطع ايران وايرانيان دارد.

۴- هم اكنون دولت اسلامي با شعار عدالت محوري ودفاع از حقوق شهروندي شكل گرفته است و همگان اجراي عدالت را به انتظار نشسته اند. بي شك مصداق بارز اجراي عدالت واكنش مناسب دولت جمهوري اسلامي در برابر عاملان ربودن امام موسي صدر است. اكنون زمان آن فرا رسيده كه دولت جديد به سخنان مقام معظم رهبري كه «محروم شدن صحنه لبنان را از حضور چنين عنصر ممتاز وارزشمندي يك خسارت بزرگ  ناميدند»[2] واز اينكه «اين قضيه عكس العمل مناسب خود را از سوي مدعيان طرفداري از حقوق بشر دريافت نكرده»[3] اظهار تأسف كردند، توجه ويژه اي داشته باشد واميدواري ايشان را كه «بي خبري ها در اين قضيه با همت صاحبان همت ومسئوليت پايان يابد»[4]جامة عمل بپوشاند وبر اين گمانه زنيها كه اراده اي براي پيگيري وكشف حقيقت ماجراي ربودن امام موسي صدر وجود ندارد، مهر باطل بزند و بر«زواياي تاريك» اين پرونده نور حقيقت بتاباند.

همة اينها با توجه به اعتراف قذافي به ربوده شدن امام صدر درليبي[5] وافزايش توان و قدرت جمهوري اسلامي در عرصه منطقه اي وفرامنطقه اي شدني است. امري كه بسياري از تحليلگران سياست خارجي،  نخبگان ونمايندگان مجلس شوراي اسلامي بر آن تأكيد دارند.

عاقبت دست بدان سرو بلندش برسد                      هر كه را در طلبت همت او قاصر نيست

حافظ

 

[1] سرفصلهايي از زندگي امام موسي صدر، دكتر محسن كماليان

[2]،[3]،[4] پيام مقام معظم رهبري به همايش دانشگاه مفيد در سال 1378

[5] سخنراني قذافي در 31 اوت 2002

patience.ir بیست و نهم مهر 1387 تماس با ما  
مصاحبه با سعيد ابوطالب، مسئول كميتة پيگيري قضيه ربودن امام موسي صدر

مصاحبه با سعيد ابوطالب، مسئول كميتة پيگيري قضيه ربودن امام موسي صدر  درمجلس شوراي اسلامي

س: جناب آقاي ابوطالب همانطور كه مطلعيد 5/1 سال پيش نامه اي كه  به نامه نخبگان معروف شد از سوي 199 تن از نخبگان كشور  امضا شد كه حضرت عالي هم جزو امضاء كنندگان آن نامه  بوديد. در آن نامه چهار خواسته از دولت جمهوري اسلامي ايران درخواست شد كه عبارت بودند از: 1- طرح رسمي  پرونده از سوي ايران در مجامع بين المللي حقوق بشر2- پيگيري قضايي پرونده از سوي ايران در محاكم بين الملل 3- بسيج اطلاعاتي كشور جهت كشف تمام حقايق ماجرا 4- اتخاذ تدابير ديپلماتيك شايسته جهت ابراز نارضايتي ايران از عملكرد دولت ليبي، اكنون پيگيري اين نامه در مجلس در چه مرحله اي است؟

ج: موضوع اين نامه  هم اكنون در مجلس در حال پيگيري است در آن نامه نخبگان درخواست كرده بودند كه  مطالبات مردم در اين سالهاي طولاني جنبة عملي، حقوقي وبين المللي پيدا كند ورسيدگي شود به همين جهت از ابتداي تشكيل مجلس هفتم اين فكر ايجاد شد كه ما چه كنيم كه درخواست مردم ايران وشيعيان لبنان راهكاري براي اجرا شدن پيدا كند.

با توجه به اينكه شواهد موجود در ربودن امام موسي صدر ومطلعين آن قضيه هنوز وجود دارند،  و ضمن اينكه من معتقدم به شواهد مرتباً افزوده مي شود چنانكه ليبي تحت شرايط سياسي زندانياني را آزاد كرد كه سالهاي طولاني در حبس بودند.

بنابراين كميته اي در مجلس تشكيل شد كه اين قضيه را پيگيري كند ودر مرحله اول اطلاعات وشواهد موجود را جمع آوري كرد كه بر اساس همان شواهد بيانيه اي در آخرين روز كاري مجلس در سال 83 قرائت شد ودر آن مسئول مستقيم ربودن امام صدر را ليبي دانست وربودن امام صدر را ضربه اي به  امنيت ملي ما دانست.

به عنوان حقوق شهروندي مجلس بايستي يك كميته حقيقت‌ياب تشكيل دهد و همه گزارشاتي كه در داخل و خارج از كشور وجود دارد را متمركز كند و اين مسئله را تبديل به يك پرونده حقوقي كند تا در مجامع بين المللي قابل دفاع وپيگيري باشد.

ما اين اطلاعات را جمع آوري مي كنيم وسپس بايد اين اطلاعات به صورت سند رسمي جمهوري اسلامي  منتشر شود وسپس در مرحله بعد كه دادگاههاي ما صلاحيت رسيدگي را پيدا كرد،  عليه قذافي شكايت كنيم.

شما مي دانيد كه در ايران  خيلي ها دلشان براي حضرت امام موسي صدر مي تپد. در اين سالها مطالبات وجود داشته است. مسئله اين است كه  پيگيريها هيچگاه تا انتها ادامه پيدا نكرده است  و با مشكلاتي در ميانه راه برخورده كه چون اين پيگيريها  ممتد وهدفمند نبوده است، به نتيجه نرسيده؛ به نظرمن پيگيري مقطعي پرونده امام موسي صدر مفيد نيست وبراي به سرانجام رسيدن اين قضيه يك اراده منسجم وپايدار از طرف دولت، مجلس و رسانه ها ضروري است.

بنابراين پيگيري بايد هدفمند شوديعني بايد تا انتها پيگيري شود، ما مي دانيم كه امام صدر در ليبي ودر يكي از سياهچالهاي اين كشور زنداني است. قطعاً نيروهاي امنيتي واطلاعاتي كشورهاي دنيا مثل اسرائيل وآمريكا از مكان نگاهداري امام صدر در ليبي معتقدند.

ما مي دانيم كه اين مسئله وجود دارد كه سيستمهاي اطلاعاتي وامنيتي فردي را سالها نگه مي دارند تا روزي مثلاً بتوانند از او استفاده تبليغاتي كنند.

ما در تاريخ دفاع مقدس خودمان آقاي تندگويان را داشتيم كه دولت عراق بيش از 10 سال او را زنده نگه داشته بود،  بدون اينكه به ما اطلاع دهد واز ما مخفي نگه داشته بود. منتها براي روزي كه بتواند از او استفاده كند، وي را زنده نگه داشته بود.

امام موسي صدر يك شهروند عادي نيست وارزشي به اندازة بخشي از تاريخ انقلاب برايمان دارد وايشان براي مردم ايران ارزشمند هستند.

س: جناب آقاي ابوطالب از گفته هاي شما اين طور مي فهمم كه ما به عنوان دولت جمهوري اسلامي بايد اين قضيه را به صورت جدي وهدفمند پيگيري كنيم وعلي رغم اينكه اطلاعات موثق حاكي از حيات ايشان در زندانهاي ليبي دارد، اما ما بايد فارغ از اينكه امام موسي صدر در قيد حيات است يا خير اين مسئله را پيگيري كنيم واجازه ندهيم مانعي بر سر راه ايجاد شود؟

ج: بله! ببينيد اطلاعات ما حاكي از اين است كه براي ايشان حكم حبس ابد بريده شده، ما بر  اساس اين اطلاعات مي خواهيم پيگيري كنيم تا به آزاد سازي ايشان منجر شود. امام موسي صدر آن قدر براي ما مهم وارزشمند است كه بايد اين پيگيريها حتماً به نتيجه برسد. من معتقدم كه در اين سالها پيگيري انجام شده اما ممتد نبوده است.

ببينيد! هم اكنون  شرايطي در جمهوري اسلامي وجهان بوجود آمده است كه با سالهاي قبل تفاوت دارد. يكي اينكه دولتي مردمي در ايران شكل گرفته، كه شعار اين دولت حفاظت وصيانت از حقوق شهروندي است. اگر بحثي از حقوق شهروندي در جمهوري اسلامي بشود قبل از هر چيزي ذهن، به سراغ امام موسي صدر مي رود.  بنابراين اين  مسئله مي تواند يكي از اولين موضوعاتي باشد كه ما در اين دولت پيگيري خواهيم كرد. در اين شرايط اگر اراده اي در داخل جمهوري اسلامي ايران شكل بگيرد، مي تواند اين قضيه را به سرانجام برساند.  

آقاي احمدي نژاد هم  به اين موضوع علاقمند ومعتقد است. اين يك مسئله، مسئله ديگر اينكه دولت ليبي، ليبيِ سالهاي قبل نيست واين به خاطر تغيير روشي است كه در مشي سياسي او رخ داده است.  به دست آوردن نتيجه در اين مسئله نشان دهنده شأن واقتدار جمهوري اسلامي است واگر حكومتي نتواند موضوعي از اين دست را كه به منافع شهروندان مربوط مي شود، به نتيجه برساند براي شأنيت حكومت زياد جالب نخواهد بود، مجموعا مي‌بايست اراده‌اي در درون حاكميت ايجاد شود تا بتواند اين پرونده را به سرانجام برساند،در مقام مقايسه بين حكومت خودمان با ديگر كشورها نيستم ولي در مورد حادثه هواپيماي لاكربي، دولت آمريكا اراده كرد و اين پرونده را با مشخص كردن عاملان اين حادثه و مجزات آنها به سرانجام رساند.

بنابراين شايد زماني حفظ روابط با ليبي براي مهم بوده باشد اما امروزه اصلاً اين مسئله مهم نيست. به جهت اينكه اولاً ايشان امام صدر را ربوده وزنداني كرده است وثانياً امروزه ديگر ليبي حتي ادعاي  مبارزه با امپريالسيم را هم كه در گذشته داشت، ندارد.

چنانكه ايران امروز هم ديگر ايران قبل نيست، ايران امروز يك كشور مقتدر وبا قدرت وبا ابعاد لااقل فرا منطقه اي است. ما مي دانيم كه قدرت ايران دركشورهاي منطقه وحتي به نظر من در تمام خاورميانه بلامنازع است. بنابراين شرايط جمهوري اسلامي با شرايط اول انقلاب خيلي تفاوت كرده است. شايد سالهاي ابتدايي انقلاب به دلايل جنگ ومسايل مختلف نتوانستيم قضيه امام موسي صدر را آنطور كه بايد پيگيري كنيم. چون در واقع شايد توان آن را نداشتيم اما هم اكنون ما مي توانيم خواسته خودمان را به دولت ليبي ديكته كنيم. طرف مقابل ما  هم در طول اين سالها بسيار ضعيف شده است. بنابراين هم اكنون ما بايد با قدرت وصلابت قضيه امام موسي صدر را  تا حصول نتيجه پيگيري كنيم.

 قوه قضائيه  نيز بايستي اين اراده را داشته باشد كه پرونده را در سطح بين‌المللي پيگيري كند. اعتقاد دارم كه اگر اين مسير را تا آخر برويم حتما به نتيجه خواهيم رسيد و خيلي كمتر از سالهايي كه گذشته است وقت صرف خواهد شد.

patience.ir بیست و نهم مهر 1387 تماس با ما  
نام زندان و زندان‌بانان او را فاش مي‌كنيم

دبيركل يك حزب ليبيايي در بيانيه‌اي هشدار داد، اگر سرهنگ "معمر قذافي" رهبر ليبي، امام موسي صدر و همراهانش را آزاد نكند، نام زندان و زندان‌بانان او را فاش مي‌كنيم.به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري "الوحده"، "عيسي عبدالمجيد منصور" بنيان‌گذار و دبيركل جبهه نجات "التبو" كه از احزاب معارض ليبيايي به شمار مي‌آيد بر زنده‌بودن امام موسي صدر، رهبر ايراني شيعيان لبنان و همراهان وي در زنداني در جنوب ليبي تأكيد كرد.

وي افزود: امام موسي صدر، شيخ محمد يعقوب و عباس بدرالدين، همراهان وي همچنان در يكي از بازداشتگاه‌هاي ليبي در جنوب هستند و ما اطلاعات قطعي درباره محل نگهداري آنان در دست داريم. دبيركل جبهه نجات "التبو" تهديد كرده است كه اگر اين افراد كه قذافي آنها را به زور ربوده است از زندان‌هاي ليبي آزاد نشوند، نام و نشاني زندان و اسامي مسؤولان اين زندان‌ها را منتشر خواهد كرد. امام موسي صدر، رهبر شيعيان لبنان و هيأت همراه وي در روز نهم شهريور سال 1357 در جريان سفري رسمي به ليبي به دعوت قذافي ربوده شدند و بنا بر اطلاعات پليس بين‌الملل و دستگاه‌هاي اطلاعاتي و امنيتي برخي كشورها همچنان در زندان‌هاي اين كشور محبوس هستند

patience.ir بیست و نهم مهر 1387 تماس با ما  
امام موسي صدر

امام موسي صدر در روز 14 خرداد سال 1307 هجري شمسي در شهر مقدس قم ديده به جهان گشود. پدر ايشان مرحوم آيت الله سيد صدرالدين صدر، جانشين مرحوم آيت الله شيخ عبدالكريم حائري مؤسس حوزه علميه قم و از مراجع بزرگ زمان خود بود. جد پدري ايشان مرحوم آيت الله سيد اسماعيل صدر، جانشين مرحوم آيت الله ميرزا حسن شيرازي و مرجع مطلق زمان خود، و جد مادري ايشان مرحوم آيت الله حاج آقا حسين قمي، جانشين مرحوم آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني و رهبر قيام مردم مشهد بر عليه رضا خان بود.
 

امام موسي صدر پس از اتمام سيكل اول و بخش مقدمات علوم حوزوي، در خرداد سال 1322 رسما به حوزه علميه قم پيوست، و طي مدتي كوتاه، ضمن بهره گيري از محضر حضرات آيات سيد محمد باقر سلطاني طباطبايي، شيخ عبدالجواد جبل عاملي، امام خميني و سيد محمد محقق داماد، دروس دوره سطح را به پايان رسانيد. وي از ابتداي بهار سال 1326 وارد مرحله درس خارج گرديد، و تا اواخر پاييز سال 1338، يعني قريب سيزده سال تمام، از مدرسين بزرگ حوزه هاي علميه قم و نجف كسب فيض نمود. اساتيد اصلي دروس خارج ايشان در قم، حضرات آيات سيد حسين طباطبايي بروجردي، محقق داماد، صدر و سيد محمد حجت، و در نجف حضرات آيات سيد محسن حكيم، سيد ابوالقاسم خويي، شيخ حسين حلي و شيخ مرتضي آل ياسين بودند. امام موسي صدر

دروس فلسفي را نزد حضرات آيات سيد رضا صدر و علامه سيد محمد حسين طباطبايي در قم، و نزد آيت الله شيخ صدرا بادكوبه اي در نجف فرا گرفت.وستان اصلي هم بحث امام موسي صدر را در قم، حضرات آيات سيد موسي شبيري زنجاني، شهيد دكتر بهشتي، سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي و شيخ ناصر مكارم شيرازي، و در نجف آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر تشكيل مي دادند.امام موسی صدر در طول زندگی حوزوی خود شاگردان برجسته ای را تربیت کرده است.معروف ترین آنان در ایران آیت الله شیخ یوسف صانعی از مراجع معظم امروز ، و در لبنان شهید عباس موسوی دبیر کل  سابق حزب الله است.
 

امام موسي صدر در كنار تحصيلات حوزوي، دروس دبيرستان خود را به اتمام رساند، و در سال 1329 به عنوان اولين دانشجوي روحاني در رشته «حقوق در اقتصاد» به دانشگاه تهران وارد، و در سال 1332 از آن فارغ التحصيل گرديد. امام موسي صدر قبل از عزيمت به نجف اشرف، از سوي علامه طباطبايي مسئوليت نظارت بر نشريه «انجمن تعليمات ديني» را بر عهده گرفت. وي همزمان با تحصيل در حوزه علميه نجف، به عضويت هيئت امناء جمعيت «منتدي النشر» در آمد، و پس از بازگشت به قم ضمن اداره يكي از مدارس ملي اين شهر، مسئوليت سردبيري مجله تازه تاسيس «مكتب اسلام» را عهده دار گرديد. از مهمترين اقدامات امام موسي صدر در آخرين سال اقامت در شهر قم، تدوين طرحي گسترده جهت اصلاح نظام آموزشي حوزه هاي علميه بود، كه با همفكري حضرات آيات دكتر بهشتي و مكارم شيرازي صورت گرفت.
 

patience.ir بیست و نهم مهر 1387 تماس با ما   ادامه
خوش تر آن باشد که سر دلبران

خانم توران طلیعه، همسر دکتر ابراهیم یزدی

آقا موسی واقعا آدم بی‌نظیری بود. ما یک بار دسته جمعی با دکتر چمران به بعلبک می‌رفتیم؛ یاسر عرفات هم بود.آنها در یک ماشین بودند ما هم با دکتر چمران و دوتا رزمنده امل در ماشین دیگری بودیم. مردم می‌ریختند خاکی را که امام موسی صدر پایش را روی آن گذاشته بود برای تیمم برمی‌داشتند. این‌جوری به ایشان اعتقاد داشتند. ایشان هم با اخلاق بی‌نظیری با مردم برخورد می‌کردند. یک خانمی بود که قرار بود من به خانه آنها بروم و آقایان به جلسه‌ای بروند. آن خانم وقتی آقا موسی را دید آمد که دست ایشان را ببوسد؛ شوهرش او را کنار کشید که نامحرم است. اما او گفت: امام که نامحرم نمی‌شود. گریه می‌کرد و اشک می‌ریخت که مگر این امام نیست؟ پس چرا شوهرم نگذاشت دستش را ببوسم؟ البته آقا موسی هم دستشان را کنار می‌کشیدند. وقتی کسی می‌خواست دست آقا موسی را ببوسد، دستش را کنار می‌کشید. یادم هست یک دوره‌ای دستشان می‌لرزید از بس فشار آورده بودند. با ما و دکتر خیلی نزدیک بودند؛ مثل برادر بودند.

منبع: شهروند امروز، شماره ۶۰، ص۷۶

حجت الاسلام و المسلمین سید عبدالعزیز حکیم، رئیس مجلس اعلای عراق

در حوزه علمیه نجف طلبه بودم؛در مدرسه‌ای كه آیت‌الله‌العظمی سید محسن حكیم تأسیس كرده بودند و شهید آیت‌الله سیدمحمدباقر حكیم اداره آن را بر عهده داشت. آنجا بود كه شنیدیم امام موسی صدر به نجف آمده است. ایشان از مدرسه علوم اسلامی در انتهای خیابان الرسول دیدن كردند و سخنرانی مؤثر و بسیار خوبی در آنجا داشتند. امام صدر در آن سخنرانی تجربه شخصی خود را از تحصیل در قم و نجف بیان داشتند. پس از آن بود كه به لبنان رفتند و رسالت خود را در مقام عالمی دینی ادا كردند و به تبلیغ دین مبین پرداختند. ایشان همواره در كنار فعالیتهای اجتماعی به مطالعه و تحقیقات علمی نیز می‌پرداختند. البته همانطور كه خودشان نیز گفته‌اند، وقتی به لبنان رفتند بار سنگین مسئولیت و كارهای مختلف به ایشان مجال نداد، آن طور كه علاقه داشتند به پژوهش‌‌های علمی خود بپردازند. در نتیجه ایشان همواره به ما توصیه می‌كردند از این فرصت گرانبهایی كه در اختیارمان است، نهایت استفاده را ببریم. چرا كه اگر زمان آن برسد كه به ناچار مسئولیتی بپذیریم، دیگر فرصتی برای استمرار مطالعه و تحقیق علمی نخواهد ماند. سخنان ایشان و ایستادگی و فعالیتشان برای ما بسیار جالب بود.امام موسی صدر همواره برای ما الگوی بسیار خوبی برای پذیرش مسئولیتهای تبلیغی بوده‌اند. به علت آن فعالیتها و ایستادگی‌ها بود كه ایشان طرحهای بزرگی را به ثمر رساندند. امیدوارم خداوند ما را نیز در برابر امت و مردم موفق بدارد. به خاطر دارم هنگامی كه ایشان (فرج الله عنه) تصمیم داشتند، نجف را ترك كنند. آن روز، با علما خداحافظی و وداع می‌كردند. در برخی محافل گفته می‌شد، سفر ایشان به لبنان و عهده‌دار شدن فعالیتهای دینی در آنجا به نوعی گریز از عهده‌دار شدن مرجعیت دینی در نجف اشرف بوده است. چرا كه هیچ صفتی از نظر علمی، اخلاقی و دینی نبود كه در ایشان وجود نداشته باشد. اینها همه به امام موسی صدرشایستگی پذیرش مرجعیت اعلی را در قم و نجف می‌داد.

منبع: هفته نامه شهروند امروز، شماره ۶۰

خانم پوران شریعت رضوی، همسر دکتر علی شریعتی

سلام و درود بر روح و روان آقا موسی صدر که واقعا مثل برادرم دوستشان داشتم و دارم و همیشه به وجودشان افتخار می‌کنم و مایه افتخار همه هستند. در یک شرایط روحی و روانی بسیار بدی که ما در آن ایام داشتیم که من در ایران بودم و بچه‌ها هر کدام در یک سر دنیا بودند و بعد وارد یک شهر غریب شدیم و با مسائلی که قابل پیش‌بینی نبود رو به رو بودیم، تقدیر و سرنوشت ما را به سوی زینبیه و لبنان کشانید. آقا موسی صدر مثل کوه پشت سر ما بودند و به خاطر ایشان بود که آن تشییع جنازه بر قرار شد و جنازه دکتر شریعتی را در زینبیه شام پذیرفتند. لحظه‌ای که وارد فرودگاه دمشق شدیم، من بودم و احسان و مونا. در سالن تشریفات به خاطر لطف آقا موسی از ما استقبال کردند و ارتباط با اوقاف سوریه هم توسط ایشان بود. شب اول در اتاق‌های کنار حضرت زینب خوابیدیم و بعد به خانه آقای صدر رفتیم. در منزل امام موسی صدر ما احساس می‌کردیم که در کشور خودمان هستیم؛ در بین فامیل خودمان هستیم و غربت را احساس نمی‌کردیم. محبت‌های پری خانم [همسر امام صدر] و سفره‌های گرمی که می‌انداختند، بچه‌ها و مخصوصا ملیحه که با مونا هم‌سن بودند و با هم صحبت می کردند و سر مونا گرم می‌شد ... آن قدر که ما در آن شرایط از آقا موسی صدر محبت دیدیم، در دیار و کشور خودمان ندیدیم ...

منبع: هفته نامه شهروند امروز، شماره ۶۰
 

دکتر سید علی اصغر غروی

 آخرین باری که من آقای صدر را ملاقات کردم، همان روزی بود که ایشان عازم لیبی شدند. فكر می‌كنم روز جمعه 25 اوت سال 1978 بود. وقتی من وارد ساختمان محل اقاتم شدم، آقای صدر را دیدم که از آسانسور بیرون آمده و به بخش لابی وارد شدند. سلام علیکی کردیم و پرسیدم شما کجا و اینجا کجا؟ گفتند که من مسافر و عازم لیبی هستم؛ آمده بودم با آقا مرتضی [طباطبایی] و خانواده‌اش خداحافظی کنم. آنها نبودند و مزاحم خانواده شما شدم. خانم شما زحمت کشید و سیگاری خرید؛ اما مرتضی نیامد. بنابراین تلفنی خداحافظی خواهم کرد. گفتم لیبی برای چه؟ گفتند بومدین وساطت كرده كه با قذافی آشتی كنیم؛ گفتم شما كه نباید اینقدر ساده باشید؛ شما را به خدا سفر را لغو كنید. پرسیدم حالا چه كسانی با شما همراه هستند؟ گفتند شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین. گفتم من مخالفم؛ من قذافی را اصلا داخل آدم نمی‌دانم که شما به دیدنش بروید؛ اگر می‌توانید، به این سفر نروید.

قذافی آدم نرمالی نیست. من مصاحبه‌ای از قذافی با الحوادث دارم كه آن را به آقای خمینی هم نشان دادم. برای این‌كه می‌خواستم ایشان را تشویق كنم كه مسأله آقای صدر را تعقیب كنند. گفتم این مصاحبه بیانگر آن است که قذافی انقلابی نیست و دروغ می‌گوید. سلیم اللوزی از او ‌پرسیده بود كه به نظر شما انقلاب ایران به كجا خواهد رسید؟ قذافی پاسخ داده بود که انقلاب ایران انقلابی است كه به زودی به زباله دان تاریخ خواهد پیوست ... این مصاحبه قبل از پیروزی انقلاب انجام گرفته بود. قذافی در آن مصاحبه خودش را مافوق همه رهبران جهان عرب و اسلام قلمداد می‌کند.

من به آقای صدر پیشنهاد کردم که کمی صبر کنند. اما ایشان اظهار داشتند که بلیط‌ها تهیه شده و چون شخص بومدین هم وساطت کرده است، به امید خدا می‌روند تا بلکه «یخ‌ها آب» شود، مقداری به «تلطیف اجواء در لبنان» کمک شود و قذافی از تحریک گروه‌های رادیکال در لبنان دست بردارد. گفتم امید به خدا، اما من خیری در این سفر نمی‌بینم. برای این‌که قذافی شخصیتی نیست که بواسطه مذاكره با شما از مواضع خود عدول کند. به هر حال خداحافظی كردیم. این آخرین باری بود که ایشان را می‌دیدم. خوب یادم هست که سیگار دیگری را روشن کردند و رفتند. آقای صدر عصر آن روز به لیبی رفتند و بعد هم آن اتفاقات افتاد که شما دیگر خبر دارید. البته مدتی بعد واقعه مهمی اتفاق افتاد ...

منبع: پایگاه فرهنگی روایت صدر: http://revayatesadr.ir/?PId=4&MId=3

آیت الله سید حسن طاهری خرم آبادی، عضو سابق شورای نگهبان و از اعضای جامعه مدرسین

 

ساعت 12 شب که شد، به همراه آقای موسی صدر و یک روحانی دیگر که اکنون اسمشان را فراموش کرده‌ام[شیخ محمد یعقوب] و بعدها به همراه آقای صدر ناپدید شد،[از دمشق] به طرف لبنان حرکت کردیم. ... صحبت‌های مختلفی به میان آمد. از جمله صحبت‌هایی که مطرح شد این بود که ایشان گفت که الآن تلفنی به من خبر دادند که شریف‌امامی نخست‌وزیر خواهد شد. ... ایشان اوضاع ایران را تحلیل کردند و وضعیت را در صورت روی کار آمدن شریف‌امامی تشریح می‌کردند؛ اینکه وضعیت چگونه خواهد شد؟ آیا کودتایی صورت خواهد گرفت؟ ایشان روند انقلاب را پیش‌بینی می‌کرد و تحلیل می‌نمود. سپس اضافه کرد که من عازم لیبی هستم و در پی این هستم که این سه جناح، یعنی سوریه، لیبی و مصر را به یکدیگر نزدیک کنم. اعتقاد ایشان این بود که نزدیک شدن این سه کشور، در انقلاب ایران تاثیر دارد و به همین دلیل هم عازم لیبی بود. ملاقات‌هایشان در سوریه نیز به همین منظور بود. از جمله مسائلی که در بین راه مطرح شد، این بود که ایشان می‌گفتند به نظر من امام باید امسال به مکه برود و من حاضرم وسایل سفر ایشان را فراهم کنم. دولت سعودی را وادار می‌کنم که رسما ایشان را برای ادای فریضه حج دعوت کند. رابطه من با عراق خوب نیست، عراقیها با من خوب نیستند؛ من از پشت مرز عراق به این طرف، می‌توانم در خدمت ایشان باشم. در واقع اینها پیامهایی بود که به من می‌گفتند تا به امام بگویم. ...  ایشان علاوه بر این، نامه‌ای هم نوشتند تا به حضرت امام تقدیم کنم. نامه ایشان دربسته بود و من نامه را نخواندم؛ ولی مضمون نامه همان دعوت از امام بود و خودشان گفته بودند که من این مطلب را در نامه می‌نویسم. ... آقای صدر به ایشان[شیخ علی پاکستانی] گفتند که برای بنده اولا، اتاقی در هتل بگیرد چون خودشان فردا عازم لیبی بودند. ثانیا، گذرنامه‌ام را به سفارت عراق بفرستد و ویزا بگیرد تا بتوانم به عراق بروم. ... آقا موسی گفته بودند که مسافرت من به لیبی دو سه روز بیشتر طول نمی‌کشد. در این مدت من به لیبی می‌روم و بر می‌گردم. وقتی من از لیبی برگردم، شما هم از عراق به اینجا باز گشته‌اید. من نامه را از ایشان گرفتم و به طرف هتل برگشتم و ایشان هم در همان ساعت به طرف لیبی پرواز کرد. ... آقای موسی صدر به این سفرشان بسیار خوش‌بین بودند و می‌گفتند که در این سفر می‌خواهم سه کشور مصر، سوریه و لیبی را به یکدیگر نزدیک کنم. ... دو سه روزی که گذشت، شایعه مفقود شدن ایشان اوج گرفت. می‌گفتند که ایشان ناپدید شده است.

منبع: خاطرات آیت الله طاهری خرم آبادی،ج۲، ص۲۰۹-۲۱۱

دکتر حسین کنعان، نماینده سابق پارلمان لبنان و از همراهان و نزدیکان امام صدر

 

ماه رمضان بود و من و امام در شهر الزهرا تنها بودیم. [ساعاتی قبل از سفر] امام منتظر بودند تا همسفرانشان از راه برسند. روی پله‌های ساختمان ایستاده بودیم. امام عبایش را از دوش برداشت و آن را روی پله‌ها پهن کرد و فرمود: بنشین! من با حالتی خجالت زده، با خودم گفتم: چطور می‌توانم بر روی عبای امام بنشینم؟! ولی امام اصرار داشت. ایشان همواره اخلاق و رفتاری همچون پیامبران داشتند. در آن لحظات، با من دربارة جنبش محرومین و برخی اشخاص سخن گفتند، اما دغدغة اصلی ایشان، اوضاع جنوب و رویدادهای آن بود. در مورد مسائل همیشگی بحث كردیم، اما احساس می‌كردم امام برخلاف همیشه، ناراحت و گرفته است. گویی آن سفر برایش یك اجبار بود و حالتی را كه همیشه در ایشان مشاهده می‌كردیم، در آن لحظات نمی‌دیدم. پس از حدود نیم ساعت، امام از جا برخاست و گفت: شما به خانه بروید و من هم قبل از سفر یك چرت می‌زنم! گفتم: كجا می‌خواهید بخوابید؟ گفت: روی صندلی! گفتم: آقا جان! اجازه بدهید بمانم و برای بدرقة شما به فرودگاه بیایم. ولی ایشان اصرار كرد كه بروم. ساعت حدود 3 بعدازظهر بود. نخستین بار بود كه هنگام خداحافظی با امام، اشك از چشمانم سرازیر می‌شد، زیرا اولین بار بود كه ایشان هنگام وداع، سر و كتف مرا بوسیدند؛ و آن آخرین باری بود كه ایشان را دیدم. وداع تلخ و دردناكی بود و من هنوز به آن سفر و به فرجام آن می‌اندیشم.

 

منبع: خاطرات دکتر حسین کنعان، موسی الصدر، قدر و دور، فصل ۵، ترجمه مهدی سرحدی

شیخ احمد الزین، مفتی اهل سنت لبنان

 

سيد موسی صدر عالم مجاهدی بود که به فرهنگ اسلامی احاطه داشت. فراموش نمی‌کنم آن بخشی را که مردم کمتر در مورد آن صحبت کرده‌اند. همه از سياستش، از اخلاقش، از فرهنگ وسيعی که داشت سخن گفته‌اند اما به بُعد ايمانی سيد موسی اشاره نکرده‌اند. اين جا بايد به آن بعدی اشاره کنم که با چشم‌هايم آن را مشاهده کردم، هنگامی که عمره را با سيد موسی به جا می‌آوردم در روزهایی که با هيئتی برای گفتن تبريک به ملک خالد به مناسبت به قدرت رسيدن او و تسليت برای کشته شدن ملک فيصل، برادرش، نزد او رفته بوديم، فرصتی برای اداء عمره به دست آورديم. در حال طواف به دور کعبه‌ شريف بوديم که باران نيز در حرم باريدن گرفت. امام موسی صدر را ديدم که کنار در کعبه ايستاده و پرده‌ کعبه را در دست گرفته است، من او را در آن جايگاه جليل رها کردم و به طواف خود ادامه دادم ولی سيد موسی همان جا ايستاده بود؛ طواف ما تمام شد ولی او هنوز به راز و نیاز خویش مشغول بود. به سویش رفتم ديدم بلند بلند گريه می‌کند و به ديوار کعبه دست می‌کشد. اين چيزی بود که شاهدش بودم و هيچ گاه فراموش نمی‌کنم.

منبع: گفتگوهای روایت فتح

patience.ir بیست و نهم مهر 1387 تماس با ما  
بحران پیگیری
پیشنهاد مشخص من در این آخرین لحظات وقت اضافه چنین است: خانواده محترم امام صدر در ایران باید در منزل پدریشان در قم، یعنی در بیت مرحوم آیت‌الله العظمی سید صدرالدین صدر، که امروز دفتر و بیرونی آیت‌الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی است، بَست بنشینند، مطالبات حساب شده‌ای را مطرح کنند و تا تحقق این مطالبات توسط ایران به شکل نامحدود اعتصاب غذا کنند. بدیهی است که با آغاز تحصن و اعتصاب غذای خانواده، صدها و بلکه هزاران تن از دوستداران امام صدر در سراسر کشور به آنان خواهند
مصباحی مقدم در گفتگو با خبرنگار همشهری با اشاره به وجود تناقضات در گفته‌های معمر قذافی رهبر لیبی و متهم ردیف اول پرونده‌ی ربوده شدن امام موسی صدر گفت: «اخیرا لیبی از وجود اجسادی خبر داده و ادعا کرده است که این اجساد متعلق به امام صدر و همراهشان است» ... «لبنان در پاسخ به این ادعا تقاضای تحویل اجساد و انجام آزمایش DNA روی آنها را کرده که لیبی از این خواسته نیز سرباز زده
تصدی شما بر دستگاه دیپلماسی فرانسه و سیاست خارجی آن، نقطه‌ی امیدی برای پی‌گیری و به انجام رسیدن مسأله‌ی امام صدر است. شما از دوستی و همکاری خود با امام موسی صدر سخن گفتید. سخن از احساس خوش آزادی یک دوست، یک پدر، یک همسر و یک برادر نیکوست، اما سخن از رهایی یک انسان چیز دیگری است. کتب مقدس و به ویژه قرآن کریم در بیان کرامت انسان، ارزش و حرمت
سفر ايشان به لبنان و عهده‌دار شدن فعاليت‌هاي ديني در آنجا به نوعي گريز از عهده‌دار شدن مرجعيت ديني در نجف اشرف بود. چرا که هيچ صفتي از نظر علمي، اخلاقي و ديني نبود که در ايشان وجود نداشته باشد. اينها همه به امام موسي صدر شايستگي پذيرش مرجعيت اعلي را در قم و نجف مي‌داد ... فردي ربوده شد که بزرگترين شخصيت شيعي مبارز عليه اسرائيل بود ... ايشان حلقه ارتباطي نجف و لبنان و ديگر کشورها بود و مورد احترام و تقدير همگان ... مرجعيت در قم و نجف خسارت بزرگي با ربودن امام موسي
همین روزنامه النهار که مهمترین روزنامه لبنان و به آقای غسان توئینی متعلق است، آن زمان عملا ارگان مطبوعاتی امام صدر و حرکت ایشان بود. واقعا اخلاق کار گروهی و تشکیلاتی امام صدر چگونه بود که توانسته بود همه این سلیقه‌های متضاد را اطراف خود جمع کند و ظرفیت‌های مثبت آنها را در راه اهداف و حرکت مقدس خود بسیج کند؟ ... امام صدر و شهید بهشتی تشکیلاتی عمل می‌کردند، نهادها و مؤسسات دولتی امروز کشور نیز سال‌هاست که مثلا دارند تشکیلاتی عمل می‌کنند! چرا امام صدر و شهید بهشتی

patience.ir بیست و نهم مهر 1387 تماس با ما  
 ليست آخرين خبرهاي مهم

صدا و سیمای استان خراسان رضوی رسما عذرخواهی کند
امام خمینی را برای اولین بار امام موسی صدر «امام» خطاب کرده است
گزارش سازمان عفو بین‌الملل و مسؤولیت لیبی در قبال سرنوشت امام موسی صدر
سيد حسن نصرالله در حزب‌الله راه امام موسی صدر را ادامه میدهد
طرح «خروش وبلاگی صبر صدر» در فضای مجازی اجرا می‌شود
دبیرکل اتحادیه عرب مأمور مذاکره شد؛ پرونده امام موسی صدر پس از ٣٣ سال حل می‌شود
رمزگشایی از پرونده امام موسی صدر نزدیک است
سيد حسن نصرالله شايسته ترين جانشين امام موسی صدر
تماس با سایت

 
سرخط آخرین اخبار
 
 


 

امکانات سایت
خوش آمديد ميهمان
آمار بازديد:


نويسندگان :

 patience.ir sadr
 

 
دوستان

لینکستان سایت

Imam Musa Sadr

پروژه تقسیم مسجد الاقصی از سوی رژیم صهیونیستی

free Imam Musa Sadr

تماس با سایت

امام موسی صدر

از ربودن تا به امروز

جام حکمت

کتابشناخت امام موسی صدر

خاطراتی درباره امام موسی صدر

یاران صدر

کتيبه

ثقلین

انتظار

آپلود سنتر

درباره دیکتاتور قذافی

 

لوگوي دوستان


 

 

 
 
 

All Right Reserved By patience.ir

Design & Copyright & Supporting Tools By
Waiting University