|
آقا موسي در اوايل سال 1347 و پيش از شروع به کار مجلس به نجف رفت و در يک نشست خصوصي چند ساعته با امام خميني گفتگو کرد . از حاج آقا روح الله پرسيدند : « اگر حکومت پهلوي در ايران سرنگون شود و وحکومت اسلامي مستقر گردد، کسي را سراغ داريد که در راس حکومت بگذاريد؟» امام خميني گفت : «بله . همين آقا موسي صدر .»«چه خبر از دوست عزيز ما؟» صداي آيت الله بهشتي بود. خبر را از راديو شنيد و با عجله با خواهر زاده ي موسي در آلمان تماس گرفت . گفت«بالاخره اين برادر عزيز ما بر سرش آمدآن چيزي که نگرانش بوديم؟!»حضور و محبوبيت امام در لبنان واکنش هاي مختلفي داشت . اقدامات اقتصادي او قدرت سرمايه داران لبناني را سلب کرد .زعماي ديني (شيعه و سني)با حضور امام ديده نمي شدند .جاي سياستمداران لبناني با وجود او تنگ شد .مردم فقط پاي صحبت او جمع مي شدند و تنها حرف او را مي شنيدند .
با اين حال «شارل حلو » رئيس جمهور لبنان در ماشين را براي امام موسي باز مي کرد و کار دينال قفرانس کونيک (اسقف اعظم اتريش)مي گفت : » عالي جناب ، من راجع به شما بسيار شنيده ام . من ايمان دارم که مي توان تاريخ لبنان را به دو دوره تقسيم کرد : « دوران قبا از موسي صدر و دوران موسي صدر !»و به کليسا هاي لبنان مي رفت و سخنراني مي کرد.«فواد شهاب« مسيحي (که فرمانده ارتش لبنان بود و زماني هم رئيس جمهور لبنان شد ) گفت : «امام موسي اگر مسيحي بود ما او را به مقام قديسي مي رسانديم و مثل مسيح از او تبعيت مي کرديم.»مسيحي ها مي گفتند: «مسلمان ها لياقت داشتن رهبري مثل امام موسي را ندارند.»آن ها مي گفتند :«ا...في السمائ و سماحه الامام صدر في الارض!»جرج جرداق مسيحي هم گفته بود : «اگر روحانيون مسلمان ، اسلام را همچون امام صدر تبليغ مي کردند اثري از مسيحيت و ساير اديان باقي نمي ماند »ساواک در پي اقدامات خود کتابي توسط شيعيان مخالف سيد موسي صدر که در آن امام صدر عامل اجنبي و همکار مسيحيان در اقدام عليه شيعيان معرفي شده است .
شاه در دستوري نوشته بود : «اين کتاب اين جا هم پخش شود »تبليغات ساواک بر ضد امام موسي بسيار پر دامنه بود به طوري که گاهي دوستان نزديک امام را نيز تحت تاثير قرار مي داد.آيت الله علي مشکيني مي گويد« يکي از جهت هاي مهمي که بعد ها متوجه شديم مظلوميت ايشان بود. بنده معتقدم که مظلوميت ايشان غير از مظلوميت شهدايي است که ما داريم مثل سيد محمد باقر صدر ، مرحوم آقاي مطهري ، مرحوم آقاي بهشتي ،مرحوم باهنر. مظلوميت ايشان بالاتر از مظلوميت ها آن ها بود .»رئيس جمهور لبنان هر سال در ماه رمضان شخصيت ها ي برجسته مذهبي را به ضيافت افطار دعوت مي کرد.امام نيز به عنوان رئيس مجلس شيعيان به مهماني رفت. اهل سنت،موقع آفتاب افطار مي کرد و شيعيان چند دقيقه اي بعد از غروب . اين اختلاف ، آرامش ظيافت افطار را تهديد مي کرد .آفتاب غروب کرد. امام موسي يک استکان چاي برداشت. همه با تعجب به او خيره شدند. امام استکان را در يک دست گرفت و دست ديگرش را بالا برد و شروع کرد به دعا خواندن.دعا خواند و حاضران آمين گفتند . اين کار را آن قدر ادامه داد که وقت افطار شيعيان شد . بعد لبخندي زد گفت « اللهم لک صمت و علي رزقک افطرت و عليک توکلت » و استکان چاي را سر کشيد . |