تبليغاتX
«صبر صدر» پیگیری پرونده امام موسی صدر
 
 به سايت  «صبر صدر» پیگیری پرونده امام موسی صدر  خوش آمدید    آخرين خبر : طرح «خروش وبلاگی صبر صدر» در فضای مجازی اجرا می شود 
       
 
  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
 
آخرين اخبار ارسالي سایت
سوء استفاده قذافی یا اطلاعاتی محرمانه درباره امام موسي صدر هفدهم تیر 1389
دبیرکل اتحادیه عرب مأمور مذاکره شد؛ پرونده امام موسی صدر پس از ٣٣ سال حل می‌شود یازدهم تیر 1389
خروش وبلاگی صبر صدر آغاز شد دهم تیر 1389
گزارش سازمان عفو بین‌الملل و مسؤولیت لیبی در قبال سرنوشت امام موسی صدر دهم تیر 1389
مبلغین، امام موسی صدر را الگوی خود قرار دهند پنجم تیر 1389
افکار امام موسی صدر کلیشه‌های ما درباره ادیان و ارتباط آن با جوامع بشری را تغییر می‌دهد پنجم خرداد 1389
تاوان سنگین شیعیان در نبود امام موسی صدر بیست و سوم اردیبهشت 1389
سيد حسن نصرالله شايسته ترين جانشين امام موسی صدر چهاردهم اردیبهشت 1389
واکنش علماء و مراجع به ربوده شدن امام موسی صدر دهم اردیبهشت 1389
قذافي خواستار تشكيل دولت "اسراطين " شد !! نهم اردیبهشت 1389
 
آلبوم تصاویر منتخب سایت
 
فهرست اصلي
صفحه اصلي
آرشيو مطالب
عناوين مطالب
لينکستان
تماس با ما
 
آرشيو مطالب سایت
6/22/2010 - 7/22/2010
5/22/2010 - 6/21/2010
4/21/2010 - 5/21/2010
3/21/2010 - 4/20/2010
2/20/2010 - 3/20/2010
1/21/2010 - 2/19/2010
12/22/2009 - 1/20/2010
11/22/2009 - 12/21/2009
10/23/2009 - 11/21/2009
9/23/2009 - 10/22/2009
8/23/2009 - 9/22/2009
7/23/2009 - 8/22/2009
6/22/2009 - 7/22/2009
5/22/2009 - 6/21/2009
4/21/2009 - 5/21/2009
3/21/2009 - 4/20/2009
2/19/2009 - 3/20/2009
1/20/2009 - 2/18/2009
12/21/2008 - 1/19/2009
11/21/2008 - 12/20/2008
10/22/2008 - 11/20/2008
9/22/2008 - 10/21/2008
 
موضوعات

آثار امام موسی صدر

معرفی امام موسی صدر

تصاویر امام موسی صدر

دوستان امام موسی صدر

خاطرات امام موسی صدر

پرونده معمر قزافی

ربوده شدن امام

 


آراء و انديشه‌هاي امام‌موسي صدر در گفتگو با دکتر عبدالله نصري

«اغلب وقتي درباره علماي ديني صحبت مي شود با کلي‌گويي و گاه برخورد فله اي با آنان روبرو هستيم؛ گويي اکثر آنان در يک رده هستند. درحالي‌که بايد توجه داشت که بعضي از شخصيت‌ها را نمي‌توان با ديگران در يک رده قرار داد. به طورمثال شخصيت استاد مطهري بسيار مهم است و نمي‌توان بين ايشان و بعضي شخصيت‌ها مقايسه‌اي کرد. هرچند ابعادي از شخصيت افرادي با بعضي ابعاد شخصيتي استاد مطهري قابل قياس باشد،اما به طورکلي نمي‌توان ميان آنان مقايسه کرد.مي‌توان گفت که امام موسي صدر هم در بعضي ابعاد با برخي افراد قابل مقايسه است، اما ايشان مجموعه ويژگي‌هايي دارد که جامعيت خاصي به شخصيت او مي‌بخشد و ما در طول تاريخ اسلام در ميان همه علمايي که براي مان عزيز بوده و هستند و خدماتي هم کرده‌اند، کم تر عالماني را مي‌بينيم که در شخصيتشان چنين جامعيتي وجود داشته است.»

 مطلب فوق نقطه ورود دکتر عبدالله نصري عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي به موضوع آراء و انديشه‌هاي امام‌موسي صدر بود که درباره آن در آستانه نهم شهريور، سالروز ربوده شدن اين مجاهد ايراني بزرگ عالم تشيع و جهان اسلام، در گفت‌وگو با خبرنگار تاريخ و انديشه خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) به بحث نشست.  
 


دکتر نصري که تحقيقات و مطالعات درخور توجهي در باب افکار و انديشه‌هاي امام موسي صدر انجام داده است، با بيان اينکه اساسا ابعاد شخصيت انسان‌ها را مي توان به دو بعد کلي «بينش و منش» تقسيم کرد، گفت:« بينش در واقع شامل تفکر و انديشه افراد است و منش نيز ويژگي‌هاي خلقي و اخلاقي را در بر مي‌گيرد. شخصيت امام موسي صدر را نيز بايد از اين دو بعد بررسي کرد. جامعيت کم نظير شخصيت امام موسي صدر، موجب مي‌شود تا مورد توجه بسياري از بزرگان قرارگيرد. زمان مرجعيت آيت الله العظمي بروجردي، امام موسي صدر جوان بوده است. ويژگي هاي ممتاز امام موسي صدر باعث شد تا مورد توجه ويژه ايشان قرار گيرد. مرحوم آقاي بروجردي، امام موسي صدر را به عنوان نماينده تام الاختيار خود براي عزيمت به کشور ايتاليا برمي گزيند تا امور مذهبي مسلمانان را سر و سامان دهد که البته ايشان به دلايلي از آقاي بروجردي عذرخواهي مي کند. بايد توجه داشت که در آن زمان شخصيت هاي بسيار مسن تر از ايشان نيز حضور داشتند و چه بسا بسياري از آنها فقط در حيطه هاي خاصي مورد توجه مرحوم آقاي بروجردي بودند و لذا مي بينيم که اين توجه آقاي بروجردي توجه کمي نيست و اين مساله را نبايد کم بگيريم.»

اين استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي خاطرنشان کرد:« امام موسي صدر از نوجواني در ايران و جهان اسلام و ميان شخصيت هاي حوزوي و مراجع مورد توجه قرار گرفت. در سال 1955 وقتي با مرحوم شرف الدين که در سن کهولت بوده است ملاقات مي کند، در آن ديدار و يا ديدارها، مرحوم شرف الدين، شيفته آقاي صدر مي شود و آقاي صدر هم آن چنان شيفته ايشان مي شود که مرحوم شرف الدين به خاطر ابعاد شخصيتي و علمي لايقي که در ايشان مي بيند او را براي رهبري آينده شيعيان لبنان انتخاب مي کند. اين انتخاب از يک سو نشان ازمجموعه ويژگي هاي شخصيتي آقاي صدر دارد و از سوي ديگر حاکي از عظمت شخصيت مرحوم شرف الدين است. مرحوم شرف الدين در اين انتخاب به سن و سال توجهي نشان ندادند؛کما اين که بسياري از بزرگان، علما و عموم مردم لبنان پس از مرحوم شرف الدين مي گفتند:"رجع سيد عبدالحسين شرف الدين شابا". آنها وقتي به چهره امام موسي صدر نگاه مي کردند مي گفتند شرف الدين به صورت جوان ظهور کرد و ظاهر شد.»

وي افزود: « مرحوم شرف الدين تشخيص دادند که شخصيتي مثل آقاي صدر با اين که جوان است مديريت بسيار برجسته اي دارد و در واقع يکي از ابعاد اين جامعيت شخصيت، مديريت ايشان است که ما به اين مساله کم توجه کرده ايم و يا اساسا توجه نکرده ايم.»

نصري با بيان اينکه يکي از ابعاد مهم شخصيت اين است که فرد ابتدا خود را مديريت کند تا بعدا بتواند ديگران را مديريت کند، توضيح داد:« امروزه هم مي بينيم بسياري از افراد چون نمي توانند خودشان را مديريت کنند، نمي توانند مديريت درستي بر جامعه هم داشته باشند. مديريت جامعه از اداره شخصيت خود شروع مي شود. موفق ترين و بزرگ ترين مديران کساني هستند که مديريت شخصيت خود را دارند. کسي که مديريت شخصيت خود را ندارد چگونه مي تواند ديگران را اداره کند؟»

اين استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي در تحليل عناصر فهم انديشه و تفکر امام موسي صدر يادآور شد:« پرسش مبنايي در ارزيابي شخصيت ها اين است که چرا گاه در جامعه شخصيت هاي جامع الاطرافي مانند مطهري، علامه جعفري يا امام موسي صدر پيدا مي شوند ولي افراد ديگري با اين که شخصيت هاي برجسته اي هستند و براي جامعه بسيار ذي قيمت و قابل احترام هستند اما در حد و حدود اين ها نيستند. گرچه امام موسي صدر فرصت نيافت تا همه انديشه هاي خود را کتابت کند اما از قرائن و شواهد مي توان حدس زد که اگر ايشان هم فرصت پيدا مي کرد تا همان مسيري را که مثلا محمدباقر صدر رفت طي کند آثار مکتوب انديشه ها و تفکراتش بيشتر مي بود.»

وي تاکيد کرد:« بايد بررسي کرد که چرا ما امثال اين شخصيت ها را درجهان اسلام کم داريم و چه کنيم تا در آينده بتوانيم نظير اين شخصيت ها را بپرورانيم.»

نصري افزود:« در کالبد شکافي شخصيت فکري و تفکر امام موسي صدر چند نکته قابل توجه است. امام موسي صدر به خوبي درس خواند. در دروس حوزوي و آموزش جديد بسيار موفق بوده است. بها دادن به درس و بحث و کارهاي علمي و فکري را جدي گرفتن رکن اساسي براي يک روحاني است. يکي از مهم ترين ويژگي شخصيت هاي برجسته اسلامي اين است که درست درس خوانده و اساتيد بزرگي داشته اند. امام موسي صدر از درس امام خميني(ره) و آيات عظامي مثل محقق داماد، سلطاني و مرتضي حائري استفاده کرده است و جالب اين است وقتي ايشان پاي درس تمام اين اساتيد حاضر مي شد براي او حرمت خاصي قائل بودند و اين موضوع حتي در مورد اساتيد نجفشان نيز صدق مي کند.»

وي تصريح کرد:« وقتي اساتيد بزرگ حوزه در مورد شاگردانشان اظهارنظرهاي علمي مي کنند بسيار با احتياط سخن مي گويند. به خصوص بزرگاني که امام موسي صدر از درس آنها بهره برده است. اين گونه نيست که از باب تعارف و يا مجامله شخصيتي مثل آيت الله خويي بگويد که به قدري از آقاي صدر خوشم مي آيد که اگر ايشان مقداري ديگر در نجف بماند و به تحصيلات خود ادامه دهد يکي از شخصيت هاي بزرگ جهان اسلام خواهد شد. آيت الله خوبي فقهاي بسيار بزرگي را پرورانده است و خيلي از مراجع بزرگ ما افتخار شاگردي ايشان را دارند.»

نصري ادامه داد:« امام موسي صدر صرفا به حوزه فقه و اصول بسنده نمي کند و به فلسفه هم مي پردازد. از همان زمان مطالعات قرآني و تفسيري خود را آغاز کرده بود و به مساله تفسير که در حوزه هاي ما مهجور بود توجه خاصي داشت. در دهه 30 وقتي علامه طباطبايي حلقه بسيار مهمي تشکيل مي دهند که از آن کتاب « اصول فلسفه و روش رئاليسم» - که يکي از مهم ترين آثار فلسفي ما در دوران معاصر است و متاسفانه حق آن نه در حوزه ها و نه در دانشگاه ها ادا نشده است و حتي به آن بي اعتنايي شده است- بيرون آمد خود آقاي صدر از افرادي بود که در کنار افرادي مثل مرحوم استاد آيت الله مطهري و آيت الله سبحاني در آن حضور داشته اند. اين حلقه، حلقه مباحثه بوده و در رشد شخصيت حوزوي ايشان و آشنايي با مباحث جديد فلسفي بسيار موثر بوده است.»

اين استاد دانشگاه با بيان اينکه توجه امام موسي صدر به دروس جديد از ديگر نکاتي است که بايد به آن توجه کرد، گفت:« نبايد شرايط امروز را با شرايط آن زمان حوزه ها مقايسه کرد. در آن دوره بعضي از علما بزرگ ما نگران دين و ايمان فرزندانشان بودند و آنها را به مدارس جديد نمي فرستادند. درحالي که خانواده و پدر بزرگوار امام موسي صدر که به استعدادهاي ايشان توجه داشته اين زمينه را فراهم مي کنند که دوران دبستان و دبيرستان را طي کند و در اين دوره ها هم خوب مي درخشد. بعضي از بزرگان که همکلاسي هاي امام موسي صدر در آموزش و پرورش آن دوره بوده اند نقل کرده اند که معلمان و مدير مدرسه، ايشان را به دليل رشد علمي اش در نوجواني، بر مي گزيند و معلمي عده اي از بچه ها را برعهده ايشان مي گذارند.»

وي اضافه کرد:« پس از اخذ ديپلم ادبي وارد دانشگاه مي شود. هر چند پدرشان مقداري نگران بوده است و مخالفت‌هايي مي کند اما به هر جهت رضايت پدر را به گونه اي جلب مي کند. ايشان وارد دانشکده حقوق مي شود. به تحصيل در رشته اقتصاد مي پردازد و ليسانس خود را مي گيرد. اهميت اين امر از اين جهت است که در آن فضا و روزگار علاوه بر تحصيلات حوزه به تحصيلات دانشگاهي بها مي دهد. با کمال تاسف بايد بگويم حتي امروز هم شخصيت هايي هستند که نگاه خوبي به دانشگاه ندارند. حال زماني را تصور کنيد که دوره نوجواني آقاي صدر است وآن هم با آن فضا و موانع که اگر بچه هاي علما مي خواستند درکوچه وخيابان ورزش و يا فوتبال بازي کنند مشکل داشتند. امام موسي صدر بر اين موانع غلبه مي کند و اين يکي از ابعاد مديريتي ايشان است.»

نصري خاطرنشان کرد:« آقاي صدر با تمام مشکلات، بر موانع غلبه کرد، چون احساس مي کند که در دنياي جديدي قرار گرفته است. تفکر و انديشه او بايد باز و گسترده شود. براي اين که اين تفکر باز شود بايد وارد محيط هاي علمي جديد هم بشود. او وارد دانشگاه مي شود و اين بسيار مهم است. شخصيت هايي مثل مرحوم مطهري و بهشتي هم وارد دانشگاه شدند و دانشگاه در شخصيت و تفکر آن ها بسيار موثر واقع شد و اي کاش بسياري از شخصيت هاي ما هم مانند اين دو بزرگوار در دانشگاه ها حضور پيدا مي کردند و با شخصيت هاي دانشگاهي ارتباط داشتند که در انديشه ها و تفکرات خودشان بسيار موثر واقع مي شد.»

وي با تاکيد براينکه ارتباطاتي هم که امام موسي صدر با شخصيت هاي مختلف داشت در ساخته شدن بينش ايشان بسيار موثر بوده است افزود:« امام موسي صدر سفرهاي مختلف به دانشگاه ها و مراکز علمي مختلف داشت. در کنگره هاي اسلامي در مکه، الجزاير و قاهره عمدتا حضور داشت و با شخصيت هاي مختلف چه مسلمانان و چه غير مسلمانان ارتباط برقرار مي کرد. اين مساله عامل موثري در شکل گيري بينش و تفکر ايشان بوده است.»

نصري آشنا شدن امام موسي صدر با تفکرات گوناگون را در شکل گيري شخصيت علمي ايشان بسيار موثر دانست و اضافه کرد:« ايشان به مطالعه انديشه هاي بيگانه توجه زيادي داشتند و براي خود محيط بسته علمي درست نکرده بود تا فقط در چارچوب حجره، درس و بحث خود محصور باقي بماند. زماني با يکي از شخصيت هاي بزرگي که ساليان دراز در حوزه علم اصول درس مي دهد صحبت مي کردم؛ ديدم ايشان آثار اصولي شهيد محمدباقر صدر را مطالعه نکرده است. چنين فردي چگونه مي تواند داراي ابداعات فکري باشد؟ در حالي که وقتي انديشه هاي اصولي آيت الله العظمي سيستاني را مي بينيد، متوجه مي شويد که ايشان تا چه حد به مسايل جديد آشنايي دارد و از مسايل جديد علمي در اصول خود بهره برداري مي کند. همان طور که شهيد محمدباقر صدر هم چنين کاري کرد.»

وي با بيان اين که امام موسي صدر ذهن باز و پرسش گري داشته است خاطرنشان کرد:« بعضي از اذهان متصلب و بسته اند. نمي خواهم وارد چرايي اين مسئله شوم و به آن بپردازم. اما اگر به بينش علمي و شخصيت آقاي صدر بپردازيم متوجه مي شويم که چرا ذهن برخي افراد متصلب و ذهن برخي ديگر باز مي‌شود؛ ذهني که انديشه‌هاي بيگانه را مطالعه و با آنها ديالوگ برقرار مي‌کند و خود را متکلم وحده تلقي نکند و نگويد حقيقت همان است که من مي‌گويم، شما بشنويد و اطاعت کنيد و اجازه مي‌دهد ديگران با او بحث کنند و او را در معرض نقد و مطالعه و چون و چرا قرار دهند، باز و گسترده مي شود.»

نصري خاطرنشان کرد:« يکي از فقهاي بزرگ حاضر ما که با امام موسي صدر هم درس بوده است نقل مي‌کند که يک بار در درس مرحوم آيت الله شيرازي که بحث آراء آخوند خراساني مطرح بوده امام موسي صدر آن قدر از نظر علمي با استاد بحث مي‌کند که استاد مي‌گويد من ديگر حرفي براي گفتن ندارم. اينجا هم تواضع علمي يک استاد را مي‌بينيد و هم جرات و شجاعت يک شاگرد را. البته استاد هم بايد اجازه دهد شاگرد لب به سخن بگشايد. به هرحال اين اساتيد در شکل‌گيري شخصيت آقاي صدر موثر بوده اند و خود ايشان هم ازکساني بوده که در درس ضمن حفظ احترام ، با استاد بحث وگفت وگوي علمي مي‌کرده است. اين سنتي بوده که خوشبختانه در حوزه هاي علميه ما وجود داشته است و يکي از ويژگي هاي ممتاز حوزه هاي ماست.»

وي اضافه کرد:« بسيار مهم است که فردي احساس کند هميشه به ياديگري نياز دارد. اين احساس باعث مي شود فرد حتي وقتي به مرحله اجتهاد مي‌رسد احساس کند افق هاي بسيار جديد علمي پيش روي وي است که بايدگشوده شود. اين يکي از ابعاد شخصيت و تفکر امام موسي صدر بوده است. ايشان به مسايل جديد فکري توجه داشت. امام موسي صدر فرزند حوزه بود. در عين حال که فرزند يک سنت خاص بود به خوبي توانست هم آن سنت را حفظ کند و هم از مسيرآن افق‌هاي جديدي را به روي دنياهاي جديد بازکند. برخي افراد وقتي با مسائل جديد آشنا مي‌شوند به سنت‌هاي فکري خود پشت پا مي‌زنند و نمي‌توانند پلي بين سنت و مسايل جديد بزنند. اما کساني مانند امام موسي صدر مي‌توانند ميان اين دو پل بزنند. اتفاقا اينها سنت ما را فربه تر مي‌کنند. سنت ما هم نياز به بازسازي دارد وهم نياز به فربه شدن. اگر در مواردي بيهوده فربه شده است فربه شدن هاي بيهوده بايد کنار زده شود. امام موسي صدر توجه به سنت دارد، اما تصلب در سنت ندارد.»

اين استاد دانشگاه ضمن اشاره به ويژگي هاي شخصيت اخلاقي امام موسي صدر خاطرنشان کرد:« آنچه آن را اخلاق به معناي عام مي‌دانيم و مي‌گوييم که هر فرد بايد آن را رعايت کند، قطعا يک عالم ديني هم بايد آن را رعايت کند. اما مي بينيم بعضي ويژگي‌هاي اخلاقي هست که در بعضي افراد نيست. يکي از آنها بحث مدارا است. مداراي اسلامي بسيار مهم است. برخي اهل مدارا نيستند و متاسفانه مداراي اسلامي را به معناي تساهل و تسامحي مي گيرند که در بعضي از انديشه هاي ليبرال غربي مطرح شده است. تساهل و تسامحي که به معناي پاگذاشتن بر روي اصول است. گاه وقتي بحث از مدارا و تساهل مي شود برخي از به کار بردن اين واژه ها ابا مي ورزند . در حالي که اين مفاهيم، مفاهيم ديني ماست و بايد آن را در چارچوب تفکر ديني خود معناکنيم و قطعا شخصيتي مثل امام موسي صدر آن را در چارچوب انديشه ديني خود مطرح مي کند. مداراي امام موسي صدر به گونه اي بوده است که نه تنها مورد توجه انديشمندان جهان اسلام قرار مي‌گيرد بلکه حتي بسياري از مسيحيان هم به او اعتقاد پيدا مي‌کنند. بسياري از مسيحيان حتي دوست داشتند که با ايشان بحث و گفت وگو داشته باشند و البته مي‌دانيم که بعضي از سران احزاب مانند حزب کتائب با ايشان مخالف بودند.»

نصري توضيح داد:« معني مدارا اين نيست که شخصيت فرد به گونه اي باشد که همه قبولش داشته باشند. اتفاقا اگر شخصيتي را همه قبول داشته باشند نشان از تذبذب در شخصيت او است. در خاطراتي که بعضي از بزرگان نقل کرده‌اند گفته‌اند حتي مسيحيان ايشان را براي مراسم عقد خود يا فرزندانشان دعوت مي‌کردند تا ايشان جهت تبرک صيغه عقد اسلامي را جاري سازد. نکته بسيار مهم ديگر فضا و شرايط جامعه چند قطبي آن روز لبنان بود. به هر جهت در آن شرايط خانم هاي بي حجاب، کم هم نبودند. اما ايشان هيچ ابايي نداشت که پذيراي آنها باشد و با آنها گفت وگوکند. هر چند برخي از هم مسلکان او ايراد مي‌گرفتند و انتقاد مي‌کردند. اما آنها توجه نداشتند که هدف امام موسي صدر چيست و او درچه جامعه اي زندگي مي کند. آنها توجه نداشتند که ايشان به هرجهت فردي مجتهد است و مجتهدي مثل ايشان به هرجهت در چارچوب شريعت عمل مي‌کند. ديگران لااقل بايد اگر نسبت به ساير مردم مدارا ندارند نسبت به هم مسلکان خود مدارا داشته باشند. وقتي شخصيت متديني با امام موسي صدر مدارا نداشته باشد پس با چه کسي مي‌خواهد مدارا داشته باشد و چگونه مي‌تواند فرزند زمان خود باشد؟ چنين فردي چگونه مي‌تواند مبلغ واقعي براي جهان اسلام باشد؟»

اين استاد دانشگاه اضافه کرد:« ممکن است آن فرد براي ده و شهرخود مبلغ خوبي باشد، اما امام موسي صدر که مبلغ يک ده نبوده است. او در واقع مبلغ جهان اسلام بوده است و با اجتهاد خود بايد بداند که چگونه مي تواند با توجه به شرايط زمانه عمل کند. مداراي امام موسي صدر به گونه اي بود که در کليساها سخنراني مي کرد. آن هم به دعوت بعضي از کشيشان!»

وي تاکيد کرد:« در دوران معاصر ما يکي از کساني که توجه جدي به مساله گفت و گوي اديان داشت امام موسي صدر بود. او اين موضوع را در آن شرايط دشوار عملا نشان داد.»

نصري افزود:« تحمل مخالفان نکته مهم ديگري است که در بررسي شخصيت امام موسي صدر بايد به آن توجه کرد. ايشان مخالفان بسياري داشت حتي فردي مثل مرحوم شيخ محمدجواد مغنيه از مخالفان ايشان بود. حتي نقل مي‌کنند که يک بار در جلسه سخنراني که بنا بود هر دو سخنراني کنند وقتي مرحوم مغنيه در حال سخنراني بوده، امام موسي صدر وارد جلسه مي‌شود و مغنيه به جهت اينکه امام صدر براي قرارداد احداث بيمارستان به شوروي سفرکرده بوده تا براساس آن با هزينه کم تري بيمارستان ساخته شود، شروع به اهانت کردن به ايشان مي‌کند. نقل مي‌کنند که امام موسي صدر با متانت بسيار در طول اين جلسه سخنراني مي نشيند و سرش را به زير مي اندازد. به مطالب ايشان گوش فرا مي‌دهد. وقتي که مغنيه از منبر پايين مي‌آيد ايشان جلو مي رود و او را در آغوش مي‌کشد و احترام بسيار مي‌گذارد. همين رفتار ايشان باعث مي شود مرحوم مغنيه شرمنده شود.»

اين استاد دانشگاه گفت:« يکي از مخالفان ايشان شيخ حسين خطيب بوده است که نقل مي‌کند که من با امام موسي صدر خيلي مبارزه کردم هر چه من بيشتر مبارزه مي‌کردم ايشان مقاومت بيشتر و محبت بيشتري مي‌کرد نه مقابله به مثل. مي‌گويد آن قدر محبت کرد که من شرمنده شدم و از خودم حيا کردم. حال بگذريم که برخي در جامعه خودمان با اظهارنظرهايي که در مورد ايشان مي‌کنند حياي آن شيخ حسين خطيب را هم ندارند.»

نصري توضيح داد:« اين اخلاق، اخلاق پيامبرانه بوده است. امام موسي صدر به سيره جدش رسول خدا عمل مي‌کرده است. حتي گاهي به ديدن مخالفان خود مي رفته است. شما اگر به اين ابعاد گسترده شخصيت وي توجه کنيد و همين امروزه هم امام موسي صدر را با بعضي از شخصيت هاي معاصر خودمان مقايسه کنيد مي بينيد فرق تا چه اندازه است. از اين روست که من همواره او را به عنوان الگو، اسوه و معياري از عالمان ديني تلقي مي‌کنم. ما در شرايط کنوني نه تنها به بينش امام موسي صدر بلکه به منش ايشان نيز نياز داريم. اين مدارا و تحمل مخالفان را امروز در جامعه ضعيف مي بينيد اينها چيزهايي نيست که بتوان به راحتي از کنار آن رد شد.»

وي افزود: « تواضع و انصاف علمي امام موسي صدر هم بسيار مهم بوده است. ايشان علي رغم رشد علمي که داشت دچار غرور نشد و سعي کرد عقايد خود را به ديگران تحميل نکند؛ به حرف هاي مخالفين خود گوش کند؛ زود قضاوت نکند و حتي انصاف علمي را رعايت کند. ايشان از بسياري شخصيت هاي هم دوره خود تجليل و تقديرمي کرد. او احساس مي‌کند که ديگران هم مراتبي از رشد و کمالات علمي و اخلاقي را پيدا کرده اند که او بايد حتي آنها را به ديگران معرفي کند تا براي بسياري الگو شوند و از وجود آنها هم ديگران استفاده کنند. امام موسي صدر در موارد زيادي افراد را به بسياري از شخصيت ها ارجاع مي‌داد. او از شخصيت هايي مثل شهيد بهشتي و ... تقدير مي کرد که نشان مي‌دهدچقدر انصاف علمي و تواضع داشته است و تا چه اندازه براي خدا کار مي‌کرده است و نه براي خود. تا چه اندازه به اين عبارت زيبا اعتقاد داشته است که «خداپرستي آن است که خود پرستي را رها کني» و چون خودپرستي را رها کرد خداپرستي شد که اين ابعاد را پيدا کرد.»

نصري با بيان اينکه «مديريت شخصيت داشتن چيزي وراي علم داشتن و برخي ويژگي‌ها و صفات اخلاقي داشتن است» خاطرنشان کرد:« مديريت شخصيت از ابعاد بسيار مهم منش امام موسي صدر است. مديريتي که باعث مي‌شود ايشان نفوذ کلام، قدرت بيان و سحردرکلام پيدا کند. اين ساده نيست. از مسلمان گرفته تا مسيحي، از کودک تا عالم 90 ساله‌اي مانند شرف‌الدين دور شمع وجود چنين مردي حلقه بزند. چيز کمي نيست که عالم 90 ساله‌اي آنچنان جذب چنين جواني شود که او را براي رهبري ملتي که مشکلات بسياري دارد انتخاب کند. او در امام صدر جاذبه و عظمتي فوق العاده مي ديده است.»

وي با بيان اينکه يکي ديگر از ابعاد منش امام موسي صدر استقلال شخصيت او است افزود:« امروز هم اگر در جامعه ما کسي بخواهد استقلال داشته باشد بايد بهاي استقلال خود را بپردازد تا چه رسد به روزگار امام موسي صدر و با آن هجمه‌هايي که به ايشان مي‌شد. اما کسي که براي خدا کار مي کند نگران نيست که بهايي بپردازد چون وي با خدا معامله مي‌کند. گرچه بزرگاني مثل آيت الله حکيم و علامه جعفري بودند که ابتدا بحث طهارت اهل کتاب را مطرح کردند، اما امام موسي صدر در شرايطي اين موضوع را مطرح کرد که با اهل کتاب بايد زندگي هم مي‌کرد و زير ذره‌بين هم بود. بعضي از بزرگان ما زير اين ذره‌بين نبودند، چون تماس و ارتباطي نداشتند. آقاي صدر چون اين مطلب را حق مي‌دانست کاري نداشت که بسياري هم با اين فتواي او مخالفند با شهامت و شجاعت بسيار راي و نظر فقهي خود را بيان و طبق آن عمل مي‌کند. امام موسي صدر استقلال خود را حفظ کرد و بهاي آن را هم پرداخت.»

وي با بيان اينکه ‌فعاليت‌هاي اجتماعي امام موسي صدر گسترده بوده است، اظهار کرد:« ازجمله فعاليت‌هاي اجتماعي ايشان بايد به عضويت در مجله "مکتب اسلام" که در آذر 1337 نخستين شماره اش در حوزه منتشر ‌شد اشاره کرد که مدتي به دليل ويژگي‌هاي شخصيتي اش عهده دار مديريت اين مجله ‌شد و شخصيت‌هاي بزرگي کنار ايشان در آن مجله همکاري کردند که نشان مي‌دهد ايشان چه جايگاهي درميان دوستان و همکاران خود داشته است و آنها هم احساس مي‌کردند که ايشان مديريت خوبي دارد. البته بعدها به خاطر کارهاي ديگري که پيش مي‌آيد احساس مي‌کند ضرورت ندارد و مديريت مجله را به ديگران مي‌سپارد و خودش وارد حوزه ديگري مي‌شود. يکي از کارهاي ممتاز علمي که ايشان انجام مي‌دهد نگارش سلسله مقالات "اقتصاد در مکتب اسلام" است. او از نخستين کساني است که اين بحث را مطرح مي‌کند و اين بحث بارها و بارها منتشر شده است و وقتي به صورت کتاب چاپ شده، بيش از30 بار تجديد چاپ شده است. اين بحث‌ها در زمان خود بسيار مورد توجه قرار مي‌گيرد و حتي شخصيت‌هاي بزرگ علمي‌ مثل آقاي مطهري هم به بحث‌هاي اقتصاد در مکتب ايشان خيلي توجه داشتند.»

نصري با اشاره به راه‌اندازي دبيرستان از سوي امام موسي صدر در شرايطي که مدارس اسلامي وجود نداشت گفت:« ‌در آن شرايط علماي حوزه علميه قم نگران دين و ايمان فرزندانشان بودند و راضي نبودند آنها را به مدارس دولتي بفرستند. شهيد بهشتي و امام موسي صدر مدارسي را تاسيس مي‌کنند تا نسلي از دانش آموزان مستعد را بپرورانند و هدف آن دو بزرگوار اين بوده که برخي از فرزندان و علما ما نسبت به آموزش مسائل جديد بي اعتنا و محروم نشوند. ايشان خوب احساس مي‌کرده است که محروميت فرزندان علما از آموزش‌هاي جديد در آينده ممکن است بين آنها و جامعه شکاف ايجاد کند. او تلاش داشت تا ذهنيت جامعه نسبت به علما و فرزندان آنها تغيير نکند و فاصله‌اي ميان آنها و مردم ايجاد نشود. امام موسي صدر مدرسه‌اي راه مي‌اندازد و با مديريت و توانايي خود نشان مي‌دهد که دين و دانش در کنار هم هستند و از هم جدا نيستند.»

وي به فعاليت‌هاي اجتماعي امام موسي صدر در لبنان از جمله تاسيس تشکيلاتي براي سرپرستي و آموزش ايتام و محرومان، تاسيس مدرسه مذهبي به نام مدرسه‌ صنعتي جبل عامل که گاهي حدود 400 دانش‌آموز در آن تحصيل مي‌کرده است و تاسيس مدرسه دخترانه و آموزشگاه پرستاري اشاره کرد و گفت: « اين فعاليت‌ها نشان مي‌دهد که اين شخصيت به همه ابعاد توجه دارد. ايشان توجه دارند که حتي دختران جوان بتوانند کارها و فعاليت‌هايي را ياد بگيرند که از نظر مالي بتوانند روي پاي خود بايستند و اين تلاش‌ها همه در آن شرايط و مقطع تاريخي از سوي امام موسي صدر انجام مي‌گرفت. چه مجاهدتي بايد امام موسي صدر مي‌کرد. چگونه با خانواده‌ها، پدران و مادران مواجه شود تا آنها براي ورود فرزندانشان به مدارس رضايت بدهند. براي آنها کار و اشتغال ايجاد کرد. وقتي مرکز پرستاري راه ‌انداخت عملا بسياري از زنان و دختران را وارد حرفه اي اجتماعي کرد و زمينه اي را فراهم کرد تا خانواده‌هاي متدين اجازه دهند دختران آنها فعاليت اجتماعي هم بکنند. يک عالم ديني مثل امام موسي صدر چه مديريتي داشته که به همه ابعاد توجه مي‌کند. او در عين حال مرکز بررسي‌هاي اسلامي را تاسيس مي‌کند تا انديشه‌ها و تفکرات اسلامي را در سطح بالاتري از نظر علمي مطرح کند، بحث‌هاي فکري - اسلامي مطرح شود و حتي محققان و مبلغاني براي جهان اسلام پرورش پيدا کنند.»

اين استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي گفت:« آقاي صدر همچنين سازمان نظامي امل را تشکيل داد و در 1975 تشکيل آن را اعلام کرد. ببينيد يک فرد بايد تا چه ميزان مديريت اجتماعي توانمندي داشته باشد که بتواند شاخه‌هاي مختلف اجتماعي را اداره کند. شاخه نظامي با شاخه علمي خيلي فرق دارد. ايشان در شرايط حساس و خاص بايد مديريت ذوابعادي هم داشته باشد. خدا بايد چه توفيقي به او داده باشد که يک مبلغ واقعي اسلام باشد و بتواند اين همه فعاليت‌هاي اقتصادي و اجتماعي و حتي نظامي بکند. اين فعاليت‌ها خيلي زياد بوده است. از رسيدگي به وضعيت اقتصادي و اجتماعي شيعيان، گرفته تا همکاري‌هايي که با طوايف مختلف مذهبي لبنان داشته است و در عين حال دنبال اين بوده است که از استقلال و آزادي کشور لبنان هم بايد حمايت شود.»

وي ادامه داد:« در آن شرايط فشارهاي زيادي بوده است و اتفاقا کساني مي‌خواسته‌اند در اين ميان بين شيعه و سني تفرقه‌افکني کنند. در عين حال ايشان بايد بسيار توجه مي‌کرده است که همه اين موارد را با هم جمع کند و حواسش باشد که اين فعاليت‌ها استقلال و آزادي کشور را به خطر نيندازد. از نهضت مقاومت فلسطين پشتيباني ‌کند آن هم در آن شرايط. نه امروز که 30 سال از انقلاب ايران مي گذرد که بزرگ‌ترين مدافع آن است. اين موارد کار ساده‌اي نيست. عظمت امام موسي صدر در فعاليت‌هاي اجتماعي آنجا بيشتر نمود مي يابد که مجموعه فعاليت‌هايي که گاهي با هم معارض و متضاد هستند را مي‌تواند جمع کنند و اين اهميت به سزايي دارد.»

اين استاد دانشگاه علامه‌ طباطبايي در تحليل رسالت اسلامي امام موسي صدر، گفت:« امام موسي صدر در جهان اسلام جايگاه ويژه‌اي داشت. او ديده‌بان خوبي بود. اينکه کسي نيازهاي مخاطبان خود را درست شناسايي کند اهميت بسيار دارد. رسالت او در حد رسالت براي يک قوم و محله نيست. او بايد مسائل و نيازهاي جهان اسلام را خوب بشناسد. ايشان در اين زمينه آنچنان دقيق بوده است که نقل کرده‌اند زماني به مناسبت شهادت حضرت امير(ع) در ماه مبارک رمضان در بيروت مراسمي برپا شد و بنا ‌شد ايشان سخنراني کند. پيشنهاد مي‌کنند که درباره ايثارگري و فداکاري‌هاي حضرت امير(ع) سخن بگويد ايشان مي‌گويد اين موضوع متناسب با شرايط نيست. به اين جهت که در جامعه‌اي هستيم که فرق اسلامي در آن وجود دارند و بنا هم نيست که مسائلي گفته شود که موجب سوءتفاهمات شود. خودش پيشنهاد مي‌کند که در باب ايمان اميرالمومنين (ع) سخن مي‌گويم که ريشه همه‌ فداکاري‌هاي او بوده است. اين ميزان توجه، بسيار مهم است.»

وي افزود:« امام موسي صدر به وحدت اسلام بسيار توجه داشت. معتقدم اين يکي از آموزه‌هايي است که از استادش حضرت امام خميني(ره) فرا گرفته است. پيش از انقلاب از يکي از اساتيد بزرگوارم که از مراجع کنوني و شاگردان نخستين امام(ره) بودند اين نکته را بعد از درس سوال کردم که مهم‌ترين ويژگي‌ امام(ره) در درس و بحث‌هاي ايشان چه بود. مي‌فرمودند که آخر درس عموما در باب وحدت اسلامي صحبت مي کردند و آيات مربوط به وحدت را در قرآن مطرح و تفسير مختصري مي‌کردند. احتمال قوي مي‌دهم غير از تلاش هاي آيت الله بروجردي براي تقريب مذاهب اسلامي ريشه‌يابي ذهنيت ايشان را در خودآموزه‌هاي امام (ره) پيدا کرد.»

دکتر نصري افزود:« امام موسي صدر حکمت و تدبير هم داشت. ايشان با دانشمندان اهل سنت ارتباطات علمي بسيار داشت و مدارا، تواضع و انصاف علمي نفوذي ميان آنها ايجاد کرده بود. ايشان پيشنهاد داد از متون ديني خودمان اذان اسلامي را استنباط کنيم تا از راديو و تلويزيون لبنان پخش شود و آن قدر تلاش مي‌کند که اذان شيعه را وارد راديو و تلويزيون لبنان مي‌کند و حتي در يک سال از ايام ماه مبارک رمضان هنگام سحر درس تفسير قرآن مي‌دهد. ايشان در همان محيط مراسم جشن غدير را برپا مي‌کند و از علماء اهل سنت دعوت مي‌کند و آنها هم در اين مراسم شرکت مي‌کنند.»

وي افزود:« امام موسي صدر شخصيتي حق‌مدار بود و به اين دليل مصلحت‌انديشي‌هاي بيهوده نمي‌کرد و از روي احساسات خام هم کار نمي‌کرد و با شناختي که از جهان پيرامون خود داشت، سعي مي‌کرد درست عمل کند.»

وي افزود:« جسارت و شهامت آقاي صدر در بيان حقايق بسيار اهميت دارد. وقتي پاي دفاع از يک سلسله حقايق پيش مي‌آيد ايشان ملاحظات صنف خود را هم نمي‌کند و به گونه‌اي خود را فدا مي‌کند. حتي اگر باعث رنجش بعضي از دوستانش شود که نمونه بارز آن جريان فوت مرحوم دکترشريعتي است. وقتي مرحوم شريعتي فوت مي‌کند امام موسي صدر پيکر او را در سوريه با احترام تشيع مي‌کند و بر او نماز مي‌خواند و در مراسم او شرکت و علاوه بر دمشق در اربعين او در بيروت نيز مراسمي برپا مي‌کند. البته اين موضوع براي بعضي از دوستان اهل علم و نزديکان او بسيار ناخوشايند مي‌آيد و از ايشان گلايه‌مند مي‌شوند. اما ايشان هدف خود را بيان مي‌کند و مي‌گويد معتقدم عده‌اي از جوانان تحصيلکرده ما به دکتر شريعتي اعتقاد دارند و در اين شرايط که فضاي اجتماعي - سياسي به گونه‌اي است که اگر من هم بي‌اعتنايي کنم ذهنيت بسياري از جوانان نسبت به روحانيت منفي مي شود. درست است که عده‌اي از روحانيت با من بد شده‌اند اما من به خاطر اينکه روحانيت را هم حفظ کنم و کاري نکنم که عده‌اي از جوانان از اسلام و روحانيت ببرند چنين کاري کردم که کاري خلاف نبوده است.»

اين استاد دانشگاه افزود:« بحث ايشان دفاع از آراي شريعتي نبود، ايشان مراسمي برپا کردند و در انديشه‌هاي مثبت شريعتي بحث کرد و تلاش کرد که نگذارد گروهي از جوانان مسلمان در آن شرايط با تعارضاتي روبه‌رو شوند و تعارض‌ها تشديد شوند. اين مسئله نيازمند اين است که فرد ملاحظه صنف خود را نکند و حقيقت را فداي مصلحت‌انديشي‌هاي بيهوده نکند.»

وي تاکيد کرد:« امام موسي صدر در رسالت اسلامي خود به تبليغ بسيار توجه داشت. ايشان در تبليغ تئوري داشت و به خوبي متوجه شده بود که تبليغ بايد به گونه‌اي باشد که در نظام باورهاي مخاطب اثر بگذارد و عوض کردن نظام باورهاي يک انسان کار ساده‌اي نيست. او به خوبي متوجه بود که نظام باورهاي يک انسان فقط بعد معرفتي ندارد و سلسله اي ازعوامل غيرمعرفتي هم در تشکيل نظام باورهاي انسان‌ها دخالت دارد که عموما و حتي مبلغان بزرگ هم به اين مسئله گاه توجه نمي‌کنند و تصور مي شود با نصحيت و سخنراني‌کردن و حرف‌زدن مي‌توان به راحتي مردم را به اسلام دعوت کرد.»

نصري اضافه کرد: « امام موسي صدر تحليل درستي از مسائل جامعه براي رسالت اسلامي خود داشت. ما براي رسالت اسلامي خود آرمان‌هايي داريم که بايد تحقق پيدا کند. آرمان‌ها اهداف ماست. براي تحقق آرمان‌ها ما بايد از روش‌ها و شيوه‌هايي استفاده کنيم. گاه مي‌بينيم برخي با خيال‌پردازي‌ها مي‌خواهند به آرمان‌ها برسند. آرمان‌هايشان مقدس است اما روش‌هايشان غلط و خيال‌پردازانه است. بخشي از آن به خاطر ذهنيت خودشان است و بخشي ديگر به دليل تحليل غلط از مسائل اجتماعي است و لذا گاه سخن‌هايي مي‌گويند که تصور مي‌کند که از اسلام دفاع مي‌کنند، درحالي که اين‌گونه سخن گفتن به مسلمان ها آسيب مي‌زند و باعث مي‌شود عده‌اي که ضعف در ايمان دارند از اسلام رميده شوند.»

وي تاکيد کرد: « امام موسي صدر بسيار توجه داشت به گونه‌اي عمل کند که خيال‌پردازانه نباشد. براي رسيدن به آرمان‌هاي مقدسي که داشت مي‌دانست بايد براساس حکمت و تدبير اتخاذ موضع و انتخاب روش کند.»

نصري بينش اجتماعي امام موسي صدر را از ديگر نکات قابل توجه رسالت او دانست و گفت:« برخي از عالمان بينش اجتماعي قوي ندارند و اي کاش بعضي از عالمان ما چندان وارد عرصه‌هاي گسترده اجتماعي نمي‌شدند و براي فعاليت‌هاي اسلامي خود محيط‌هاي کوچک‌تري را انتخاب مي‌کردند نه محيط‌هاي بزرگ‌تري را در سطح جامعه. آنها چون بينش اجتماعي ندارند وقتي وارد عرصه‌هاي کلان جامعه مي‌شود سخنانشان نه تنها مشکلات را حل نمي کند بلکه مساله‌ساز هم مي‌شود. درست است که عالم ديني بايد بينش اجتماعي هم داشته باشد اما بنا نيست که تمام عالمان ديني فضاي اجتماعي‌شان فضاي گسترده‌اي باشد.»

وي افزود: « قليلي از عالمان ديني مي‌توانند وارد عرصه‌هاي گسترده اجتماعي شوند و امام موسي صدر از آن عده قليل بود که بينش اجتماعي گسترده‌اي داشت.»

نصري در ادامه گفت‌وگوي خود با خبرنگار ايسنا درباره اينکه چرا امام موسي صدر آثار بسياري را منتشر نکرد آيا به اين کار عقيده نداشت؟ گفت: « گاه ممکن است فرد فرصت و مجال نگارش و تدوين کتاب را داشته باشد مثل زماني که ايشان مجموعه مقالات اقتصاد اسلامي را نوشت و زماني هم ممکن است فرد فرصت نداشته باشد و مجبور است سخن بگويد و کار بکند و در حين کار کردن گاهي مقاله بنويسد و سخنراني کند و انديشه‌ها و افکار خود را بيان کند. اين‌جا وظيفه‌ ديگران است که از لابه‌لاي مطالب برجاي مانده، انديشه‌هاي ايشان را استخراج و نظام‌مند کنند.»

صدري افزود:« گاه سوال مي شود که امام موسي صدر را بايد در چه قالبي گنجاند، او فقيه و اصولي، متکلم، فيلسوف يا روشنفکر ديني است؟ در پاسخ به اين پرسش بايد توجه کرد که امام موسي صدر اسلام‌شناس، روشنفکر اسلامي و عالم ديني به معناي آن‌چه که در متون و روايات داريم، است. او روشنفکر مسلماني است که پا در سنت دارد و در چارچوب شريعت و اسلام کار مي‌کند و پارادايمش متون ديني است، نه مثل بعضي از روشنفکران که به نام روشنفکر ديني مطرح هستند اما پارادايمشان پارادايم متون ديني نيست. آنها پارادايم خود را از ليبراليسم يا سوسياليسم گرفته‌اند و ما مواردي در ايران، جهان اسلام و عرب داشته و داريم. اما پارادايم امام موسي صدر پارادايم متون ديني‌ است و درعين حال متون اسلامي را با توجه به نيازهاي زمان خود بازخواني مي‌کند. خيلي‌ها هستند که به متون ديني مراجعه مي‌کنند اما بازخواني نمي‌کنند و صرفا حرف‌هاي گذشتگان را تکرار مي‌کنند. اما او بازخواني مي‌کند و اين بازخواني کردن از مهم‌ترين ابعاد فکري و علمي ايشان است که بايد به آن توجه داشته باشيم اما من تاکنون کمتر ديده‌ام که کسي به اين ويژگي‌هاي تفکر ايشان توجه جدي داشته باشد.»

وي خاطرنشان کرد:« در اين بازخواني فقه، کلام، تفسير و منابع اجتهادش مهم است. درست است که او فقط بر فقه، کلام و يا اصول متمرکز نشده است. او با توجه به اهدافش از آنها بهره برداري مي‌کند. به جنوب لبنان مي‌رود جايي که براي جهان اسلام از همه ابعاد اهميت فوق‌العاده دارد. از جهت وحدت جهان اسلام، خطر اسراييل براي فلسطين، محروميتي که شيعيان دارند آن‌جا را انتخاب مي‌کند و با ارتباطي که درعين حال با عالمان مسيحي و مسلمان پيدا مي‌کند به مساله گفت‌وگوي اديان توجه مي‌کند و با توجه به همه اين ابعاد است که شخصيت او يک شخصيت خاص و منحصر به فرد در زمان خود مي‌شود.»

دکتر عبدالله نصري تاکيد کرد:« امام موسي صدر به خوبي تشخيص مي‌دهد که رسالت اسلامي او در عصر حاضر چيست و به بيان ديگر اينکه چه خلائي وجود دارد که او بايد پر کند. او به خوبي در مي يابد که جامعه داراي متکلم ، فيلسوف ، مفسر، فقيه، اصولي هست . هر چند در اين زمينه ها هم داراي کمبودهايي است. اما آنچه در آن شرايط او بايد بر عهده بگيرد چيزهاي ديگري است. از همين جاست که مجموع ويژگي هاي او را در ديگران نمي توان سراغ گرفت. زمان‌شناس بودن و فرزند زمان خود بودن از ويژگي‌هاي منحصر به فرد شخصيت ايشان است.»

خبرگزاري دانشجويان ايران

patience.ir هفتم شهریور 1388 تماس با ما  
 ليست آخرين خبرهاي مهم

صدا و سیمای استان خراسان رضوی رسما عذرخواهی کند
امام خمینی را برای اولین بار امام موسی صدر «امام» خطاب کرده است
گزارش سازمان عفو بین‌الملل و مسؤولیت لیبی در قبال سرنوشت امام موسی صدر
سيد حسن نصرالله در حزب‌الله راه امام موسی صدر را ادامه میدهد
طرح «خروش وبلاگی صبر صدر» در فضای مجازی اجرا می‌شود
دبیرکل اتحادیه عرب مأمور مذاکره شد؛ پرونده امام موسی صدر پس از ٣٣ سال حل می‌شود
رمزگشایی از پرونده امام موسی صدر نزدیک است
سيد حسن نصرالله شايسته ترين جانشين امام موسی صدر
تماس با سایت

 
سرخط آخرین اخبار
 
 


 

امکانات سایت
خوش آمديد ميهمان
آمار بازديد:


نويسندگان :

 patience.ir sadr
 

 
دوستان

لینکستان سایت

Imam Musa Sadr

پروژه تقسیم مسجد الاقصی از سوی رژیم صهیونیستی

free Imam Musa Sadr

تماس با سایت

امام موسی صدر

از ربودن تا به امروز

جام حکمت

کتابشناخت امام موسی صدر

خاطراتی درباره امام موسی صدر

یاران صدر

کتيبه

ثقلین

انتظار

آپلود سنتر

درباره دیکتاتور قذافی

 

لوگوي دوستان


 

 

 
 
 

All Right Reserved By patience.ir

Design & Copyright & Supporting Tools By
Waiting University