| حقيقت، عدالت، مصلحت!
1- ۱- متفكراني كه در دو سدة اخير منشاء تحول بوده اند ويژگيي مشترك و مهم دارند وآن شناخت توامان آموزه ها وجوهر وغايات ديني از يكسو ودرك درست از نيازهاي جامعه در پيوند با تحولات جهان از سوي ديگر است. به ميزاني كه شناخت آنها ژرف تر و واقعي تر بوده موفقيت و گستره تحولات آنها بيشتر بوده است.
امام موسي صدر يكي از برجسته ترين نمونه هاي اينگونه متفكران است، با اين تفاوت كه ايشان ويژگي ديگري نيز دارد. وي علاوه بر توليد فكر، توفيق اجراي افكار خود را داشته وحركت اصلاحي خود را در جامعه لبنان به خوبي شروع كرده وبه ثمر رسانده است. به طوري كه فرانتس كونينگر مي گويد: تاريخ لبنان را بايد به دو دوره تقسيم كرد؛ دوره پيش از امام صدر ودوره امام صدر.
زماني كه امام موسي صدر در سال 1338 پا به شهر صور در لبنان گذاشت، روحاني جواني بود كه بدون هيچ گونه امكانات مالي وتنها با اتكا به پشتوانة علمي وارادة خويش تصميم به تغيير وبهبود وضعيت شيعيان ومردم لبنان گرفت. امام صدر در مدتي كمتر از بيست سال توانست همانگونه كه آيت الله العظمي آل ياسين پيش بيني كرده بود، مرزهاي صور ولبنان را در نوردد وخود را به عنوان چهره اي بين المللي بشناساند.
امام موسي صدر با فعاليتهاي گسترده منطقه اي وبين المللي سه هدف اساسيِ « الف: بازسازي هويت، انسجام وعزت تاريخي شيعيان ، ب: پرچمداري حركت گفتگوي اديان وتقريب مذاهب و ج: تأسيس جامعه مقاوم در برابر تجاوزات اسرائيل» [1] را دنبال مي كرد كه با تلاش فراوان آنها را اجرا كرد وبه ثمر رساند. البته زماني كه اين تلاشها مي رفت با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران ابعاد فزونتري يابد، امام موسي صدر در ليبي ناپديد شد.
2- ۲- امام موسي صدر در راه اجراي همين سه هدف وبراي جلوگيري از تقسيم لبنان و بازگرداندن ثبات و آرامش به جنوب لبنان، و بيرون كردن اسرائيل از خاك اين كشور، حركتي ديپلماتيك را آغاز كرد و به پايتخت چند كشور عربي وتاثير گذار بر اوضاع منطقه و لبنان سفر كرد. ايشان در همين سفر به تاريخ 18 ژوئن 1978 با هواري بومدين، رئيس جمهور فقيد الجزاير نيز ديدار و گفتگو كرد. بومدين در اين ديدار به امام موسي صدر اصرار كرد به علت تاثيري كه قذافي بر برخي گروههاي لبناني و فلسطيني دارد، با او نيز ديداركند. پس از آن با پيگيريهاي مستمر كاردار ليبي در بيروت و به دعوت رسمي قذافي، امام به ليبي سفر كرد، اما هرگز از سفربه ليبي بازنگشت. اخبار و اطلاعات آشكار و پنهان تا كنون از زنده و زنداني بودن امام در ليبي حكايت دارند، مضافا به اينكه هيچ سند و مدركي كه نشان دهنده عدم حيات امام صدر باشد، وجود ندارد و هرچه تا كنون مطرح شده شايعاتي است كه خود ليبيايي ها براي ايجاد مانع بر سر راه پيگيري مطرح كرده اند.
3- ۳- هم اكنون 27 سال از ربودن اين بزرگمرد جهان اسلام مي گذرد. وقتي حادثة ربودن ايشان در آستانة پيروزي انقلاب اسلامي اتفاق افتاد، همگان منتظر بودند با پيروزي انقلاب آزادسازي امام صدر در دستور كار دولت نوپاي جمهوري اسلامي قرار گيرد. همينطور نيز شد. با حمايتهاي مستمر حضرت امام خميني (ره) پيگيريها آغاز شد. حضرت امام به حجت الاسلام خوانساري، اولين سفير ايران در ليبي توصيه كردند: «هر وقت در مورد آقا موسي خبري به دست آورديد، مرا بلافاصله وبدون واسطه در جريان قرار دهيد و در اين مورد با هيچ كس ديگري صحبت نكنيد» ويا به آيت الله موسوي اردبيلي زماني كه قذافي تقاضاي ورود به ايران وديدار با امام (ره) را كرده بود، گفته بودند:« او هنوز مسئله امام موسي صدر را حل نكرده است، چگونه او را بپذيرم.»
اما با شروع جنگ تحميلي پيگيريها كمرنگ وكمرنگ تر شد ومي رفت تا به فراموشي سپرده شود كه با انتخاب حجت الاسلام والمسلمين خاتمي به رياست جمهوري بارقه هاي اميد درخشيدن گرفت ودوستداران امام صدر به آزادسازي ايشان اميدوار شدند. اما چه بايد كرد كه حقيقت همچنان با مصلحت در ستيز است وقانون وعدالت همچنان غايب !! پيگيري سرنوشت امام موسي صدر فقط به خاطر امام صدر وهمراهانش نيست، بلكه پاسداشت فرهنگ پايداري است. پايداري حق در برابر باطل، اگر چه ياري كنندگان كم باشند.
ناكامي در پيشرفت پرونده امام موسي صدر در ايران درحالي است كه اين پرونده در لبنان پيشرفت قابل توجهي داشته وهم اكنون دادستان كل لبنان حكم جلب قذافي، رهبر ليبي و17 نفر از اعضاي حكومت او را به اتهام ربودن امام صدر ودو همراه وي صادر كرده است. اولين جلسة محاكمة آنان نيز بدون حضور متهمين تشكيل شد وقضات دادگاه لبنان و وكلاي پرونده در حال پيگيري مراحل بعدي قضايي در اين كشورهستند. دولت جديد لبنان نيز در بيانيه اي كه براي تبيين اولويت هاي كاري دولت جديد ترسيم كرده پيگيري قضيه امام موسي صدر را در دستور كار خود قرار داده است. با اين حال به نتيجه رسيدن اين قضيه بدون شك نياز به حمايت جدي وقاطع ايران وايرانيان دارد.
۴- هم اكنون دولت اسلامي با شعار عدالت محوري ودفاع از حقوق شهروندي شكل گرفته است و همگان اجراي عدالت را به انتظار نشسته اند. بي شك مصداق بارز اجراي عدالت واكنش مناسب دولت جمهوري اسلامي در برابر عاملان ربودن امام موسي صدر است. اكنون زمان آن فرا رسيده كه دولت جديد به سخنان مقام معظم رهبري كه «محروم شدن صحنه لبنان را از حضور چنين عنصر ممتاز وارزشمندي يك خسارت بزرگ ناميدند»[2] واز اينكه «اين قضيه عكس العمل مناسب خود را از سوي مدعيان طرفداري از حقوق بشر دريافت نكرده»[3] اظهار تأسف كردند، توجه ويژه اي داشته باشد واميدواري ايشان را كه «بي خبري ها در اين قضيه با همت صاحبان همت ومسئوليت پايان يابد»[4]جامة عمل بپوشاند وبر اين گمانه زنيها كه اراده اي براي پيگيري وكشف حقيقت ماجراي ربودن امام موسي صدر وجود ندارد، مهر باطل بزند و بر«زواياي تاريك» اين پرونده نور حقيقت بتاباند.
همة اينها با توجه به اعتراف قذافي به ربوده شدن امام صدر درليبي[5] وافزايش توان و قدرت جمهوري اسلامي در عرصه منطقه اي وفرامنطقه اي شدني است. امري كه بسياري از تحليلگران سياست خارجي، نخبگان ونمايندگان مجلس شوراي اسلامي بر آن تأكيد دارند.
عاقبت دست بدان سرو بلندش برسد هر كه را در طلبت همت او قاصر نيست
حافظ
[1] سرفصلهايي از زندگي امام موسي صدر، دكتر محسن كماليان
[2]،[3]،[4] پيام مقام معظم رهبري به همايش دانشگاه مفيد در سال 1378
[5] سخنراني قذافي در 31 اوت 2002 |